حصولى .
و چون علم حادث است و هر حادثى مسبوق به مشيّت خداى تعالى است هيچ علمى پديد نمىآيد مگر با مشيّت خداى تعالى .
پس واضح شد معنى قول خدا
لا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِما شاءَ
و معنى آن اين است كه براى كسى چيزى از علم خدا حادث نمىشود مگر با مشيّت خداى تعالى .
وَسِعَ
اين جمله در وجوه محتمل ، مانند جملههاى سابق است .
كُرْسِيُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ
مشيّت الهى از جهت وجهى كه به خدا دارد عرش است و از جهت وجهى كه به خلق دارد كرسى است ، و آن فلك هشتم « 1 » ناميده مىشود ، زيرا آن ظاهركنندهء كرسى است به سبب كرسى چنان كه فلك محيط « 2 » عرش ناميده مىشود .
و از آنجا كه مشيّت فعل خداى تعالى است ، و آن به چيزى مشروط نيست و با هر شرطى جمع مىشود ، و جميع صفات و اسماء خدا به وجود واحد جمعى در آن مشيّت وجود دارد ، لذا تفسير كرسى به علم و تفسير عرش به همهء خلق جائز مىباشد و اخبار مختلف در تفسير آن دو ، حجّت آن را تأييد مىكند . از نبىّ صلّى اللّه عليه و آله است كه « 3 » آسمانهاى هفتگانه و زمينهاى هفتگانه با كرسى چيزى جز حلقهاى كه در بيابان انداخته شده باشد نيست ، و برترى عرش بر كرسى مانند برترى
هامش
( 1 ، 2 ) در هيئت قديم زمين را مركز جهان مىدانستند . و معتقد بودند كه هفت سياره ( قمر ، عطارد ، زهره ، شمس ، مريخ ، مشترى و زحل ) دور زمين مىگردند ، مدار هر يك از سيارهها را فلك مىگفتند . 7 فلك مدارات اين سيّارات بود فلك هشتم را فلك ستارههاى ثابت مىدانستند كه آنها در 24 هزار سال يك بار دور زمين مىگردند . فلك نهم يا فلك محيط فلكى بود ، فوق همه اين افلاك كه كليه سيارات و ثوابت را در 24 ساعت يك بار به دور زمين گردش مىداد .
( 3 ) عياشى : ج 1 ، ص 455