فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ اللَّهُ
يعنى از هر جائى كه خداوند امر كرده كه از آنجا با زنان نزديكى كنيد ، نزديك شويد و از جائى كه خداوند به آن امر نكرده است نزديك نشويد .
بنابراين منظور آيه دلالت بر مباح بودن ورود از فرجها مىكند و مفهوم آن است كه نزديكى از غير فرج مباح نمىباشد . يا اين كه مقصود اين است كه نزديكى زنها از حيثيّتى باشد كه خداوند به آن امر يا نهى كرده نه از حيثيّت محض احتياج ، يا اين كه از جهت امر خدا يعنى از جهت غايت امر خدا مانند توليد نسل و خالى شدن بدن و فراغت بال و فكر از خطراتى كه از پر شدن ظرفها ناشى مىشود ، تا موجب انس گرفتن و سكون و آرامش نفس باشد يا به غايت امر مربوط شود ( توليد نسل ) بدون اينكه از خداى تعالى غافل باشد ، كه نزديكى با غفلت محقّق نمىشود مگر با شركت شيطان يا استقلال شيطان بنابراين مفهوم آيه دلالت مىكند بر نهى از ارتكاب محرّمات بالذّات يا بالعرض ، و نيز بر نهى از نزديكى با غفلت از امر و غايات آن .
و قول خداى تعالى :
إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ
دلالت بر همين معنى مىكند ، زيرا توّاب كسى است كه بازگشت او به خدا بسيار باشد ، پس گويا كه گفته است : به اين امر بسيار توجّه كنيد و بسيار در جميع احوالتان به سوى خدا باز گرديد ، و به امر خدا باز گرديد حتّى در پستترين
هامش
مرد و زن پيش مىآيد از جمله احتمال عقيم شدن مرد و زن ، محيط مناسب براى پرورش ميكرب ، بيماريهاى آميزشى ، التهاب اعضاى تناسلى زن ، وارد شدن مواد حيض در عضو تناسلى مرد كه آكنده از ميكرب است . در مورد زن حيض يهوديان مىگفتند معاشرت مردان با آن مطلقا حرام است حتى غذا خوردن بر روى يك سفره يا زندگى در يك اطاق .
نصارى مىگفتند : هيچ گونه فرقى ميان حالت حيض و غير حيض نيست و همه گونه معاشرت و آميزش جنسى مباح است ولى اسلام تنها آميزش جنسى را حرام دانسته است .