حالت حيض اكراه دارد ، لذا پس از بعثت محمّد صلّى اللّه عليه و آله مردم از او راجع به همين قضيّه سؤال مىكردند .
قُلْ هُوَ أَذىً
بگو آن كار ( همبسترى با زن در موقع حيض ) براى انسانيّت انسان اذيّت و رنج است و اين پليدى آن مىباشد ، و براى نفس انسان از جهت تحت تأثير قرار گرفتن و غلبهء حيوانيّت بر آن ، رنج محسوب مىشود و اين براى آن است تا نفس از هم بستر شدن لذّت ببرد و اكراهى كه در حالت حيض است برايش وجود نداشته باشد .
و اذيّت و رنج براى بدن مردان است چه آلت مرد از اثر خون و كيفيت آن متأثّر مىشود و حتّى بعضى از امراض را موجب مىگردد ، و براى بدن زنان نيز نوعى اذيّت و رنج مىباشد .
فَاعْتَزِلُوا النِّساءَ فِي الْمَحِيضِ
پس از زنان در موقع حيض كناره جوئيد - كناره جوئى كنايه از ترك جماع است چنانچه مجامعت و مضاجعت ( همبسترى ) و مقاربت ( نزديكى ) همگى كنايه از نكاح است .
وَ لا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّى يَطْهُرْنَ
و « يطهّرن » با تشديد از باب تطهّر نيز خوانده شده ، بنابراين مقصود پاك شدن با غسل يا وضو يا شستن فرج از خون به سبب انقطاع خون مىباشد .
فَإِذا تَطَهَّرْنَ
اگر فعل اوّل با تخفيف و بدون تشديد خوانده شود آنوقت حكم حالت خون و حكم بعد از غسل يا وضو يا شستن فرج مطابق است و صراحت دارد و حكم آنان پس از انقطاع خون و قبل از غسل و وضو و شستن مجمل مىماند . و اگر فعل اوّل را با تشديد بخوانيم حكم بعد از اينها مباح بودن مقاربت است و حكم قبل از اينها كناره گيرى از باب وجوب يا استحباب است . و به هر حال آيه مجمل است و محتاج بيان « 1 » .
هامش
( 1 ) علاوه بر نفرتانگيزى جماع در حالت حيض زيانهاى بسيار از جهت پزشكى براى