تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 53

مساهمون:

ص٥٣
از استخوانها مىپرد و به بعضى ديگر مىچسبد ، پس زنده شدند ، و يكديگر را نگاه مىكردند و تسبيح و تكبير و تهليل خدا را مىگفتند ، حزقيل در آن وقت گفت : شهادت مىدهم كه خداوند بر هر چيز تواناست « 1 » . در كتاب نوروز فرس آمده است كه : خداوند به آن پيامبر امر كرد كه بر آنها آب بريزد ، و او روى آنها آب ريخت پس ريختن آب در روز نوروز سنّت شد كه سببش را جز راسخين در علم كسى نمىداند « 2 » . روايت شده است ، كه خداوند آنها را به دنيا ردّ كرد تا اينكه در خانه‌ها ساكن شدند و غذا خوردند و نكاح كردند و تا مدّتى كه خدا مىخواست در دنيا ماندند سپس به اجل‌هاى خودشان مردند « 3 » .
إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ
اين عبارت تعليل ( علت آوردن ) زنده كردن بعد از ميراندن يا تعليل مجموع و ميراندن و زنده كردن بعد از آن است ، يعنى آنها را ميراند و سپس زنده‌شان كرد تا اينكه با اين عمل كامل گردند كه خداوند صاحب فضل بر مردم است ، يا براى اين كه ديگران از اين عمل كامل گردند كه خداوند صاحب فضل بر مردم است ، يا براى اين كه ديگران از اين عمل عبرت بگيرند كه خداوند صاحب فضل و كرم بر مردم است و بعضى را بر بعضى ديگر عبرت قرار مىدهد .
وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَشْكُرُونَ
يعنى شكر فضل او را به جاى نمىآورند پس نظر به نعمت‌هايش نمىكنند ، و نعمتش را در چيزى كه نعمت براى آن خلق شده است ، مصرف نمىكنند .

[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 244 ]

وَ قاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ( 244 )
هامش
( 1 ) برهان : ج 1 ، ص 233 . ( 2 ) صافى : ج 1 ، ص 250 . ( 3 ) صافى : ج 1 ، ص 250 .