به امام باقر ( ع ) نسبت داده شده است كه ، در بيان اينكه اين آيه كنايه از امّت و اختلاف آنان بعد از نبىّ صلّى اللّه عليه و آله در ولايت مىباشد ، فرمود :
خداوند تعالى مىدانست كه امّت محمّد صلّى اللّه عليه و آله بعد از پيامبرشان متفرّق مىشوند و اختلاف مىكنند ، پس آنان را از پراكندگى نهى كرد همچنانكه سابقين را نيز كه قبل از آنان بودند نهى كرده بود ، پس امر نمود كه اجتماع كنند بر ولايت آل محمّد صلّى اللّه عليه و آله و متفرّق نشوند « 1 » .
وَ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ
: يعنى به سبب اسلام بين دلهاى شما الفت قرار داد .
فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً
: يعنى برادران دينى شديد كه همديگر را دوست داريد و متّفق هستيد . از آنجا كه دشمنى بين مردم ، بلاى بزرگى براى آنان است و الفت و دوستى در دنيا نعمت بزرگى است و موجب نعمت در آخرت است ، خداوند از بين نعمتهائى كه به آنان داده است ، دفع بلا را كه مستلزم دادن اين نعمت است ذكر كرده است .
برخى گفتهاند : اوس و خزرج دو برادر از دو پدر بودند . و بين اولاد آنها اختلاف و دشمنى افتاد ، و جنگ بين آنها يك صد و بيست سال طول كشيد تا اينكه خداوند آن را به سبب اسلام خاموش كرد و بين آنها الفت برقرار ساخت . « 2 » برخى گفتهاند : دو مرد از اوس و خزرج به همديگر فخرفروشى كردند ، پس آنكه از طايفهء اوس بود گفت : خزيمة بن ثابت ذو الشهادتين از ماست و حنظلهء غسيل الملائكه از ماست ، و عاصم بن ثابت حمىّ الدين از ماست و سعد بن معاذ كه عرش رحمان براى او به لرزه در آمد و خداوند به حكميّت او در بنى قريظه راضى شد ، از ماست .
خزرجى گفت : از ما ، چهار نفر هستند كه به قرآن استحكام
هامش
( 1 ) نور الثقلين : ج 1 ، ص 313 ، ح 308 .
( 2 ) صافى : ج 1 ، ص 338 .