اعراض مىنمايد ، جريان دارد . زيرا كتاب عبارت از احكام رسالت و نبوّت است ، و كتب تدوينى آسمانى ، صورت آن احكام و ظهور آنهاست . و منظور منافقين امّت است كه اقرار به محمّد صلّى اللّه عليه و آله و شريعت و كتاب او كردند و پس از وفات او از كتاب او اعراض نمودند .
لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ
« يحكم » يا « يحكم » با فتح ياء و ضمّ آن و فتح كاف خوانده شده است .
ثُمَّ يَتَوَلَّى فَرِيقٌ مِنْهُمْ
يعنى گروهى از آنان از كتاب خدا روى مىگردانند . جمله عطف است بر « يدعون » و آوردن ادات تراخى ( ثم به معناى سپس ) اشاره به اين است كه رو گرداندن بعد از دعوت به كتاب بوده و بين آن دو مهلت و فاصلهاى بوده است ، زيرا طبق آنچه كه گفته شده پيامبر صلّى اللّه عليه و آله داخل مدرس ( محل درس ) آنان شد و آنان را دعوت به اسلام نمود ، پس گفتند : تو بر چه دينى هستى ؟ فرمود : بر دين ابراهيم ( ع ) گفتند : ابراهيم يهودى بود ، پيامبر فرمود : بين ما و شما تورات حاكم باشد .
و بعد از جدل و احتجاجاتى كه بين آنها و پيامبر واقع شد آنها از مراجعه به تورات ابا كردند « 1 » .
در مجمع البيان به ابن عبّاس نسبت داده شده است كه گفت « 2 » : مرد و زنى از اهل خيبر زنا كردند ، در حالى كه در بين طايفه ، صاحب آبرو و شرف بودند ، و حكم زنا در كتاب خودشان سنگسار كردن بود ، و چون آن دو شريف و آبرومند بودند سنگسار كردن آن دو را ناخوش دانستند ، و اميدوار بودند كه نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله رخصتى در كار آنان حاصل شود ، پس كارشان را پيش رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بردند ، رسول خدا حكم به رجم ( سنگسار كردن ) فرمود ، پس گفتند : يا محمّد به ستم حكم كردى ! رجم بر آنها نيست . پس محمّد گفت : بين من و شما ، تورات حاكم باشد .
هامش
( 1 ) صافى : ج 1 / ص 300 .
( 2 ) صافى : ج 1 / ص 300 .