دعوت ظاهرى ايمان آوردهايد ، اين معنى از آن جهت است كه همهء احكام شرعى قالبى متوجّه به مسلمانانى است كه بيعت عمومى نمودهاند .
إِذا تَدايَنْتُمْ بِدَيْنٍ
« تداين القوم » يعنى بعضى قرض داد و بعضى قرض گرفت يا اينكه هر كدام از ديگرى قرض گرفت ، يا اينكه به نسيه معامله كردند ، يعنى هرگاه بعضى از شما قرض بدهد و بعضى ديگر قرض بگيرد ، يا هرگاه معامله نسيه بين شما واقع شود . بنابراين امر به نوشتن شامل قرضدهنده و گيرنده و غير آنها نيز هست .
امر به نوشتن براى قرضگيرنده و دهنده براى رفع اختلاف و اشتباه است ، و نوشتن در غير آن موارد جهت كمك به خوبى و تقوى است . و ذكر دين ( وام ) يا براى امتياز و جدا شدن از تداين به معنى مجازات است ، و يا از باب اين است كه تداين به معنى مطلق معامله است ، يا اينكه كلام مبتنى بر تجريد است ، و دين مخصوص قرض مدّتدار است ، يا به معنى مطلق قرض است .
مُسَمًّى
يعنى معيّن .
فَاكْتُبُوهُ
پس بنويسيد تا اينكه از اشتباه و اختلاف دور تر بوده و نسبت به مقدار و مدّت دين با وقت بيشتر ، ضبط گردد .
وَ لْيَكْتُبْ بَيْنَكُمْ كاتِبٌ بِالْعَدْلِ
باء براى آلت است و « عدل » صفت قلم است كه مقدّر است ، يعنى با قلم عدل ، زيرا كه كجى و راستى به قلم نسبت داده مىشود ، و ظرف متعلّق به « كاتب » يا به « ليكتب » است . يا اينكه باء براى آلت است و عدل به معنى مساوى بودن ميل به هر دو طرف ، يا به معنى حفظ حقوق است . يا اينكه باء براى ملابست « 1 » است و ظرف
هامش
( 1 ) تركيب مخلوط ( فرهنگ نوين - عربى و فارسى ) - درهم آميختن امور - مشتبه ساختن ( فرهنگ عميد )