بيان خبط و جنون از مسّ شيطان
بدان كه انسان بين عالم جن و شيطان و عالم ملائكه قرار گرفته و قابل تصرّف ارواح بد و خوب است ، و قول امام ( ع ) كه مىفرمايد : هر انسانى شيطانى دارد كه او را اغوا مىكند ، فرشتهاى دارد كه او را نهى مىكند « 1 » . اشاره به همين معنى است . پس هرگاه انسان به حدّ رشد رسيد ، و عقل كه مناط تكليف و تدبير است براى او حاصل شد مورد تصرّف ملائكه و شيطان واقع مىشود ، و اسباب غلبهء هر يك از آن دو از نظر اسباب داخلى و خارجى بسيار است . مانند اختلاف ذاتى استعدادها و تخيّل مخيّلاتى كه به هر يك از دو نوع كمك مىرساند و كمك رساندن به مركب نفس از استعمال غذاهاى مباح يا مشتبه ، و غذاهاى خوردنى كه با ياد آورى و اطمينان خاطر و احساس امنيّت خورده شود يا با غفلت و پراكندگى ، و مانند ادراك كردن مدركاتى كه موافق همه است به سبب ادراككنندههاى ظاهرى ، و مجالست و همنشينى با نيكان يا با اشرار ، و اشتغال به اعمال نيكان يا بدكاران و غير اينها .
تصرّف شيطان در اغلب مردم به سبب غلبهء شيطان بر آنان است به نحوى كه افعال آنان از شيطان صادر يا با مشاركت شيطان انجام مىشود ، بدون اينكه آنها اين موضوع را حس كنند ، و آن با باقى ماندن عقل است كه مناط تدبير آنان و يا خدمتگزار شيطان مىباشد .
گاهى شيطان چنان بر بعضى غلبه مىكند كه عقل را مىبرد ، در اين صورت اگر وى به لحاظ قلب خود و مدركات خود قوى باشد شعور براى او باقى مىماند ، و گرنه به حالت غشّ و اغماء مىافتد ، و گاهى صورت جنّ بر او ظاهر مىشود و اين در حالى است كه عقل از بين رفته است چه شعور باقى مانده باشد يا در حال بىخبرى باشد و گاهى نيز به
هامش
( 1 ) كافى : ج 2 ، ص 266 ، ح 1