در ايمان به خدا ، گويا كه گفته است ؛ آنكه ولايت دارد به رشتهء محكمى چنگ زده است در حالى كه خداوندى كه به او ايمان آورده است اقوال او را شنواست .
عَلِيمٌ
و به افعال او داناست ، پس پاداش آن را مىدهد .
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 257 ]
اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ ( 257 )
ترجمه :
( 2 / 257 )
خدا يار ( سرپرست و صاحب اختيار ) اهل ايمان است آنان را از تاريكىهاى جهان بيرون و به عالم روشنائى برد ، و آنان كه راه كفر گزيدند يار ايشان شيطان و ديو راهزن است كه آنها را از جهان روشنائى به تاريكىهاى گمراهى افكند .
تفسير :
اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا
جمله حاليّه است ، و تكرار دى الحال موجب بىنيازى از رابطه شده است ، يا جمله مستأنف است جواب از سؤال مقدّر ، گويا كه گفته شده :
كار خدا دربارهء كسى كه به او ايمان بياورد چيست و با آنان چه معاملهاى انجام خواهد داد ، پس خدا فرمود : خدا ولىّ آنان است ، لفظ « اللّه » را در اينجا مقدّم داشته بر خلاف نظيرش در جملات بعدى كه لفظ « طاغوت » را مؤخّر داشته است ، و اين به جهت شرافت « اللّه » و لذّت بردن و خوشحال شدن به ذكر اوست و نيز دلالت كند بر اينكه در قلب رسول صلّى اللّه عليه و آله جز اللّه چيزى نيست .
يُخْرِجُهُمْ
خبر بعد از خبر است ، يا حال است از آنچه كه در خبر مستتر است ، يا از موصول ، يا از هر دو ، يا مستأنف است و جواب سؤال از حالت پيامبر با ايمانآورندگان است ، يا سؤال از علّت اثبات ولايت اوست .
علّت اينكه خبر را اوّل آورد اين است كه ، بفهماند در ولايت بعد از