خلاصه مطالب گذشته
1 . تجرّى آن است كه مكلف با تكليف مقطوع مخالفت كند ، درحالىكه قطع او موافق واقع نباشد ، عصيان ، آن است كه مكلف با تكليف مقطوع مخالفت كند ، درحالىكه قطع او مطابق واقع باشد .
2 . متجرّى همچون عاصى مستحق عقاب است ، چون از اين نظر كه حرمت مولى را شكسته است ، تفاوتى با عاصى ندارد .
3 . گاه علم ، به نوعى شك آميخته مىشود و آن در جايى است كه امرى مبهم كه وجود آن قطعى است ، داير بين دو يا چند چيز باشد ، در اين حالت اصطلاح علم اجمالى را به كار مىبرند .
4 . علم اجمالى در اصل منجّزيت ، نظير علم تفصيلى است ، ولى از آنجا كه آميخته با نوعى شك است ، شارع مىتواند منجّزيت آن را به نحوى ملغى و اجازهء ترخيص صادر كند . به اين شكل كه در هريك از اطراف علم اجمالى كه احتمالى بيش موجود نيست ، اجازهء ترخيص دهد . وقتى مكلف توانست همه اطراف را رها كند ، منجّزيت علم اجمالى نيز ملغى مىشود .
5 . گرچه در عالم ثبوت ، امكان ترخيص شارع در همهء اطراف علم اجمالى وجود دارد ، ولى در عالم اثبات ، وقوع چنين ترخيصى محل بحث و نظر است [ و صحيح عدم وقوع آن است ] .