تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس في علم الأصول ( الحلقة الأولى ) ( قواعد كلى استنباط ) ( فارسى ) — صفحة 472

مساهمون:

ص٤٧٢
دلالت ندارد بر اينكه عمل به ظاهر بعد از فحص از قرينه در كلام معصومين جايز نيست . 6 . طايفه سوم ، رواياتى است كه از تفسير به رأى نهى مىكند و جواب آن است كه اولا كلمه « رأى » در اين روايات منصرف به حدس و استحسان است و ثانيا اطلاق اين روايات رادع از سيره به شمار نمىآيد ، بلكه سيره مقيّد اين اطلاق است . 7 . در مقابل طوايف سه‌گانهء فوق كه از رجوع به ظاهر قرآن نهى مىكند ، سه دسته روايات داريم . يك دسته رواياتى است كه دستور مىدهد به قرآن تمسك كنيم . دستهء ديگر رواياتى است كه شروط باب معاملات را به قرآن ارجاع مىدهد و شرط مخالف را باطل مىداند و شكى نيست كه عمل به ظاهر قرآن در نزد عرف تمسك به قرآن محسوب مىشود . اما نسبت به ابطال شروط مخالف با قرآن ، يا مقصود مخالفت با ظاهر قرآن است ، كه در اين صورت حجيت ظاهر آن مورد قبول قرار گرفته است ؛ و يا مقصود مخالفت با مراد واقعى قرآن است ، كه در اين صورت مقتضاى اطلاق مقامى آن است كه اخذ به ظهور ، براى كشف مراد متكلم معتبر است . اما دسته سوم رواياتى است كه دلالت دارند بر آنكه خبر مخالف با قرآن را بايد طرح كرد و مراد يا مخالفت با مضمون قرآنى كشف شده از راه خبر است يا مراد مخالفت با نصوص قرآن است يا مراد مخالفت با ظاهر قرآن است - كه مصداق شايع از مخالفت است - و همين احتمال صحيح است . 8 . اين سه دسته روايات با آن سه طايفه از روايات ، معارض هستند و اگر بر آنها مقدم شوند ، حجيت ظاهر ثابت مىشود ، و گرنه برابر خواهند بود و تساقط مىكنند ، آنگاه سيره بدون وجود رادعى ، حجيت ظاهر را ثابت خواهد كرد . 9 . دليل سوم بر عدم حجيت ظواهر قرآن بازگشت به اين ادعا دارد كه قرآن مجمل است يا به جهت آنكه خداوند خواسته با مجمل قرار دادن قرآن احتياج مردم به حجت را تاكيد بخشد ، يا به جهت آنكه معانى قرآن عالى و شامخ است ، پس به آسانى قابل فهم نيست . جواب آن است كه قرآن بايد براى عموم قابل فهم باشد تا دليلى بر اصل دين موجود باشد و ارتباط دادن مردم به امام معصوم فرع بر اين امر است . چنان كه عالى و شامخ بودن معانى قرآن بايد در راستاى هدف قرآن باشد - كه هدايت انسان است - و تحقّق اين هدف ، متوقف بر آسان بودن فهم قرآن است .