تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دروس في علم الأصول ( الحلقة الأولى ) ( قواعد كلى استنباط ) ( فارسى ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
لأنّ حقّ الطاعة ينشأ من لزوم احترام المولى عقلا و رعاية حرمته [ سواء كان هناك تكليف في الواقع أم لا ] ، و لا شكّ في أنّه من الناحية الاحتراميّة و رعاية الحرمة [ للمولى عقلا ] لا فرق بين التحدّي [ أي التعمّد و المعارضة ] الذي يقع من العاصي و التحدّي الذي يقع من المتجرّي ، فالمتجرّي إذن يستحق العقاب كالعاصي . العلم الإجمالي القطع تارة يتعلّق بشيء محدّد و يسمّى بالعلم التفصيلي و مثاله : العلم
شرح
روا داشته و مستحق عقاب است . و احتمال صحيح ، احتمال دوم است ؛ زيرا حق الطاعة از لزوم احترام مولى و رعايت حرمت او عقلا ناشى مىشود و در اينكه از نظر احترام مولى و رعايت حرمت او ، ميان گستاخى و بىپروايى شخص عاصى و آنچه از متجرى سرمىزند ، تفاوتى نيست ، شكى وجود ندارد . پس بايد گفت متجرى همچون عاصى مستحق عقاب است . [ خلاصه آنكه عاصى و متجرى هر دو با تكليف منكشف مخالفت كرده‌اند و اينكه به حسب اتفاق ، قطع يكى مطابق با واقع و قطع ديگرى غير مطابق با واقع درآمد ، چيزى را عوض نمىكند ؛ مثلا اگر مكلف قطع پيدا كرد كه فلان شخص ، فرزند مولى است و اكرام او واجب است ، ولى مخالفت كرد و او را كشت ، هرچند بعدا كشف شود كه آن شخص ، دشمن مولى بوده ، باز هم مكلف عقاب دارد ، چون او در نظر خود پسر مولى را كشته است و حرمت مولى را شكسته است و نيز اگر مكلف قطع پيدا كرد كه فلان شخص ، دشمن مولى است ، ولى مخالفت كرد و او را اكرام كرد ، هرچند بعدا كشف شود كه آن شخص فرزند مولى بوده ، باز هم مكلف عقاب دارد ؛ چون او در نظر خود دشمن مولى را اكرام كرده و حرمت مولى را شكسته است و عقل به استحقاق عقاب او حكم مىكند . ]

علم اجمالى

گاه قطع به چيز معينى تعلق مىگيرد و در اين صورت علم تفصيلى ناميده مىشود ؛