أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْوِيلِهِ . . . »
الآية [ آل عمران / 7 ] .
فإنّه يدلّ على النهي عن اتّباع المتشابه ، و كلّ ما لا يكون نصّا فهو متشابه ؛ لتشابه محتملاته في علاقتها [ أي في علاقة تلك المحتملات ] باللفظ ، سواء كان اللفظ مع أحدها [ أي مع أحد المحتملات ] أقوى علاقة أو لا .
و الجواب من وجوه :
الأوّل : أنّ اللفظ الظاهر ليس من المتشابه ، إذ لا تشابه و لا تكافؤ بين معانيه في درجة علاقتها باللفظ ، بل المعنى الظاهر متميّز في درجة علاقته
شرح
بر تو كتاب را فروفرستاد . بخشى از آن آيات محكم است كه آنها اساس كتابند و بخش ديگر متشابهات است . پس آنان كه در قلبهايشان كجى و انحراف است ، آياتى از قرآن را كه متشابهند ، پيروى مىكنند ؛ براى آنكه در طلب فتنه و به دنبال تأويل قرآن هستند . »
زيرا اين سخن خداوند دلالت بر نهى از پيروى متشابه دارد و هرچه كه نص نيست [ مثل ظاهر ، ] متشابه است ؛ زيرا محتملات آن [ چيز كه نصّ نيست ، همچون صيغه امر كه محتمل است معناى وجوب از آن اراده شده باشد و محتمل است معناى استحباب اراده شده باشد . اين دو محتمل ] علاقهشان به لفظ ، مشابه يكديگر است [ نه به معناى آنكه درجهء علاقه ، يكسان است ، بلكه اصل علاقه در هر دو موجود است . ] تفاوتى نمىكند كه لفظ با يكى از اين محتملات علاقه قوىتر داشته باشد يا خير [ پس معناى غير ظاهر ، مثل معناى ظاهر است ؛ از اين نظر كه امكان ارادهء آن از لفظ وجود دارد و همين مقدار كافى است كه معناى ظاهر نيز از متشابهات به شمار رود . ]
جواب از اين استدلال بر چند وجه است :
وجه اول آنكه ظاهر ، متشابه محسوب نمىشود ؛ زيرا هيچگونه تشابهى و هيچگونه برابرى ميان معناى لفظ در ميزان علاقه آن معانى به لفظ وجود ندارد ؛ بلكه معناى ظاهر