خلاصه مطالب گذشته
1 . فعل معصوم بر عدم حرمت ، و ترك معصوم بر عدم وجوب دلالت مىكند . اما دلالت فعل بر استحباب متوقف برآن است كه آن فعل فعل عبادى باشد يا احراز كنيم كه داعى غير شرعى بر انجام آن نبوده است ؛ چنان كه دلالت فعل بر عدم كراهت متوقف برآن است كه انجام مكروه را در حق امام جايز ندانيم .
2 . فعل معصوم [ دليل لبّى ] و صامت است و اطلاق ندارد ، بدين جهت بايد احراز كنيم كه معصوم با ساير مكلفين در جميع خصوصياتى كه احتمال مدخليت آن مىرود ، اتحاد دارند .
ولى از آنجا كه پيامبر و امام اسوه و پيشواى مردم هستند مىتوان گفت كه صفت رسالت و امامت احتمال مدخليت در حكم را ندارد . بنابراين هر فعلى از معصوم تا زمانى كه ثابت نشود از مختصات او بوده ، براى ديگران حجّت است .
3 . سكوت معصوم دليل بر امضاست و اين دلالت يا براساس عقلى و يا براساس ظهور حال است . گاه عقل مىگويد : چون نهى از منكر يا تعليم جاهل بر معصوم بعنوان يك مكلف واجب است ، پس سكوت او كاشف از رضايت است و گاه عقل مىگويد : چون هدف شارع اصلاح رفتار مردم است ، نبايد در مقابل رفتارهاى غلط سكوت كند ، چون نقض غرض است . اما اگر به ظاهر حال معصوم نگاه كنيم - از آن جهت كه درصدد تبليغ شرع و مبارزه با انحرافات و كجروىهاست - مىتوان گفت سكوت او بحسب ظاهر حالش دلالت بر امضا و رضايت دارد .