شروط وجوب تعليم الجاهل ] . و اللحاظ الثاني يتوقّف على أن يكون السلوك المسكوت عنه ممّا يهدّد بتفويت غرض شرعيّ فعليّ [ أي يهدّد بتفويت غرض يكون الشارع بصدد تحصيله بالفعل ] بأن يكون [ السلوك ] مرتبطا بالمجال الشرعيّ مباشرة ، كالسلوك القائم على العمل بأخبار الآحاد الثقات في الشرعيّات ، أو [ يكون السلوك ] ناشئا من نكتة تقتضي بطبعها الامتداد إلى المجال الشرعيّ على نحو يتعرض الغرض الشرعيّ للخطر و التفويت [ لو لم يكن ذلك الامتداد مرضيا ] ، كما
شرح
در مقابل آن سكوت شده است ، از جمله امورى باشد كه غرض شرعى فعلى را تهديد به فوت كند ؛ [ يعنى به گونهاى است كه ممكن است آنچه را كه بالفعل غرض شارع است ، از بين ببرد . ] به سبب آنكه آن رفتار خاص مستقيما به محدودهء شرع مرتبط باشد ؛ مانند رفتارى كه براساس عمل به خبرهاى واحد ثقه در شرعيات استوار است . [ گاه عمل به خبر واحد ثقه در محدودهء امور عادى زندگى يا در مسائل اجتماعى و سياسى است ؛ مثل خبرنگار مورد اطمينانى كه از حوادث روزانه گزارش مىآورد و ديگران به گفته او ترتيب اثر مىدهند . در اينجا اگر عمل به خبر ثقه و ترتيب اثر دادن به آن كار غلطى باشد ضررى به اهداف شارع نمىزند و شارع مىتواند عكسالعملى نشان ندهد و بىتفاوت بماند ، اما شخص ثقه وقتى حديث پيغمبر يا امام را نقل مىكند و ديگران در حل مسائل دينى به آنها رجوع مىكنند و به اخبار آنها عمل مىكنند ، اگر چنين رفتارى مورد رضايت نباشد ، معصوم بايد اعتراض كند ؛ چرا كه شناساندن دين و احكام دين كه بالفعل غرض شارع است در معرض خطر قرار مىگيرد ، پس سكوت او نقض غرض است . ] يا [ اينكه آن رفتار خاص مستقيما مرتبط به محدودهء شرع نيست ، ولى ] ناشى از نكتهاى است كه آن نكته به طبيعت خود ، اقتضاى امتداد يافتن آن رفتار به محدودهء امور شرعى را دارد ، به گونهاى كه غرض شرعى را در معرض خطر و از ميان رفتن قرار مىدهد ؛ مانند آنكه عمل به خبرهاى واحد در زمينههاى عرفى استوار باشد ، ولى به سبب نكتهاى [ همچون كاشفيّت ظنى كه به طبيعت خود اقتضا دارد آن رفتار به هنگام احتياج در امور شرعى نيز