بسببها ينسبق إلى ذهن الإنسان عند سماع الدليل التخصيص تارة و التعميم اخرى . و هذه الانسباقات حجّة ؛ لأنّها تشكّل ظهورا للدليل ، و كلّ ظهور حجّة وفقا لقاعدة حجّيّة الظهور ، كما يأتي إن شاء اللّه تعالى .
شرح
و حضرت مىفرمايد : وضويش باطل است ؛ عرف مىفهمد كه خصوصيت اينگونه وضو گرفتن سبب حكم به بطلان بوده است نه خصوصيت مرد بودن آن شخص .
همينطور وقتى در آيهء شريفه مىفرمايد :« حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهاتُكُمْ »عرف مىفهمد كه مراد از تحريم ما در انسان بر انسان ، تحريم تزويج اوست نه چيز ديگر . تعميم يا تخصيص در همه اين موارد از باب مناسبت حكم و موضوع است كه ] به سبب آن از شنيدن لفظ گاه تخصيص و گاه تعميم به ذهن انسان تبادر پيدا مىكند و اين تبادرها [ كه نتيجه شناخت ارتكازى عرف نسبت به مناطات احكام است ، ] حجت است ؛ زيرا اين انسباقها ظهورى براى دليل فراهم مىآورد [ به گونهاى كه لفظ عام ظهور در خاص و لفظ خاص ظهور در معناى عام پيدا مىكند و در اينگونه موارد است كه مدلول عرفى از مدلول لغوى جدا مىگردد و آنچه دليل بر حجيّت آن داريم ، ظهور عرفى است نه معناى لغوى هرچند ظاهر نباشد . ] و هر ظهورى بر وفق قاعدهء حجيّت ظهور ، حجت است - چنانكه خواهد آمد إن شاء اللّه تعالى . [ در پايان متذكر مىشويم كه عنوان مورد بحث را اصوليون در باب مجمل و مبين متعرض شدهاند و مثالهايى در آنجا آوردهاند كه قابل توجه است . ]