اسم الفاعل ، اعتاد الواضع [ بل اضطرّ ] أن يحضر الهيئة في ضمن مادّة معيّنة كفاعل ، و يضع كلّ ما [ أي كلّ هيئة ] كان على هذه الوتيرة للمعنى الفلانيّ فيكون الوضع « نوعيّا » .
شرح
اسم فاعلها را تصور كرده است ؟ جواب آن است كه نظر به جزيى و خاص گاه به معناى نظر به خصوصيتهاى آن خاص است كه در افراد ديگر يافت نمىشود ، در اين حالت است كه گوييم خاص آينهء عام نمىتواند باشد . اما اگر نظر به خاص به معناى نظر به مشتركات او با ساير افراد باشد ، ديگر خاص بما هو خاص ملاحظه نشده است ، بلكه نظر به او عين نظر به عام است و در وضع نوعى مطلب چنين است . ]