تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سؤال وجواب ( فارسي ) — صفحة 395

مساهمون:

ص٣٩٥
سؤال 624 : هر گاه در مرض موت مصالحه كرد عيني را كه زايد بر ثلث بود وبعض ورثه امضا كردند دون البعض الاخر ، وبعد از موت ، آن مصالحه منفسخ شد ، آيا آن مقدار زايد بر ثلث بر مىگردد به خصوص مجيز ، يا مشترك مىشود بين الجميع ؟ جواب : هر چند به فسخ بر مىگردد به ميت ، ولكن على الظاهر مقدار زايد ، مختص به خصوص مجيز است . چون مصالحه بعد الفسخ كأن لم يكن مىشود ( والله العالم ) ، لكن مع ذلك مسأله خالى از اشكال نيست . زيرا كه اجازه وارث ، رضاى به عدم ارث است وفسخ من حينه است . پس اين ملكي جديد است وبايد برسد به وارث حين الموت ، ولابد من التأمل ، لكن اينها بنابر اين است كه منجزات از ثلث باشد . واما بنابر مختار كه از أصل است ، پس فرع ساقط است .
سؤال 625 : هر گاه وصى فراموش كند بعض مصارف وصيت را ، آيا بر مىگردد به وارث يا نه ؟ جواب : بر نمىگردد . چون وصيت محقق شده است واز ملك وارث بيرون رفته است . پس به مقتضاى قاعده بايد صرف شود در وجوه بر ، هر چه به حسب علم يا ظن أو أقرب باشد به وصيت . ودلالت دارد بر اين خصوص روايت محمد بن ريان 1 ، قال : كتبت إلى أبى الحسن ( ع ) أسئله عن انسان أوصى بوصية فلم يحفظ الوصي الا بابا واحدا منها ، كيف يصنع بالباقي ؟ فوقع : " الأبواب الباقية اجعلها في البر " . وهم چنين است هر گاه مصرف متعذر شود از غير جهت نسيان ، مثل اين كه وصيت كرده باشد از براي مسجدى وآن مسجد بالمرة خراب شده باشد . بلى ، هر گاه تعذر از حين وصيت باشد يا از حين موت ، على الظاهر بر مىگردد به وارث . چون بر اين تقدير از أول متحقق نشده است . وهر گاه امر داير ما بين وجهين يا وجوه محصوره باشد ، بهتر تقسيط است . هر چند محتمل است تخيير . ودر أصل مسأله قولي است به رجوع به وارث ، وآن مختار ابن إدريس وآبى است در كشف الرموز ، وحكايت شده است از شيخ نيز
هامش
1 . وسائل ، ج 13 ، أبواب أحكام الوصايا ، باب 61 ، حديث 1 ، ص 453 .