تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سؤال وجواب ( فارسي ) — صفحة 377

مساهمون:

ص٣٧٧
را مصالحه كردم به فلان وفلان ، مشروط اين كه آنچه مقروض هستم ، دو نفر مصالح معهما كه وصى هستند ، بدهند . وآنچه از املاك ، مبيع است ، بيرون بياورند وما بين خودشان كما فرض قسمت نمايند . وقروض من دخلى به ساير تركه وساير ورثه ندارد به عهده آن دو نفر وصى است كه بدهند وخان ها ومستغلات از ايشان باشد " انتهى . أولا ، معنى اين كه بين خودشان قسمت كنند كما فرض ، اين است كه بين دو نفرى يا بين تمام ورثه ؟ وثانيا ، هر گاه اين مستغلات به قدر قروض نباشد وقروض زيادتر باشد ؟ به عهده دو نفر است ؟ يا آن كه بقيه قروض از ساير تركه كه مصالحه نشده بايد ادا شود ؟ جواب : ظاهر عبارت اين است كه آن دو نفر از مال خودشان املاك مبيعه را بيرون بياورند وما بين خود قسمت كنند ، نه بر تمام ورثه ، اگر چه لفظ " كما فرض " موهم است قسمت بين تمام را ، لكن منافاة با ظهور ندارد وهر گاه مستغلات وفاء به تمام مقروض نكند نيز به عهده ايشان است دخلى به ساير تركه ندارد . بلى ، هر گاه ايشان امتناع كنند از أداء قروض ، حق ديان ساقط نمىشود بلكه از ساير تركه مطالبه مىكنند . ودر اين صورت ، ساير ورثه را مىرسد كه مصالحه را فسخ كنند از جهت عدم وفاء آن دو نفر به شرط ضمن المصالحة ، چنانچه هر گاه آن دو نفر در آن مصالحه مغبون وحين العقد جاهل به غبن بوده اند ، مىتوانند مصالحه را فسخ نمايند .
سؤال 602 : ناظرى كه مستصوب بودنش ومجرد اطلاع بودنش نيز قيد در وصيت نامچه نشده ، همين قدر " فلان شخص ناظر است " ، در اين صورت ناظر مىتواند معارضه با وصى كند در مصارف معينه از قبيل عدم استحقاق مورد كه بگويد مثلا : به اين شخص نبايد داد ، كه وصى حسن ظن داشته باشد . يا از قبيل آن كه مثلا وصى بخواهد بيست تومان مظالم به يك نفر بدهد وناظر بگويد كه اين بيست تومان را به بيست طلبه مستحق بايد داد ، يا آن كه حق معارضه ندارد وهمين اطلاع كافى است از ناظر ولو اين كه به غير محل خرج شود ؟ وسؤال ديگر ، اگر ناظر ، جمعى باشند وما بين آنها اختلاف شود در مصارف ، مرجع نظر وصى است يا حاكم شرع ؟ ودر صورت اتفاق وصى با يك ناظر ، وناظر ديگر بر خلاف آنها