تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سؤال وجواب ( فارسي ) — صفحة 376

مساهمون:

ص٣٧٦
زيارات ونحو اينها ، نماءات حاصله صرف مىشود در آن مصارف . چون عين از ملك وارث بيرون است ومعين است از براي مصارف ، پس منافع آن تابع است . واما در مثل وقف ونحو آن كه محتاج به اجراء عقد است ، ظاهر اين است كه آن نماءات باقي است بر ملك ميت ، يا در حكم مال أو است . وچون داخل در تركه نيست ، بلكه حاصل بعد الموت است ، بايد صرف شود در وجوه بر از براي ميت ، ومحتمل است رجوع آن به ورثه . وبهتر صرف آن است در مصرف وقف ، هر گاه از وجوه خيرات باشد ، لكن با استرضاى ورثه ، وهم چنين است هر گاه وصيت كند به صلح بلا عوض . واما هر گاه وصيت كند به بيع عين معينى به شخص معينى ، پس منافع آن عين قبل البيع مال ورثه است ( والله العالم ) .
سؤال 600 : اگر زيدي وصيت كرد كه من را در رواق مطهر دفن كنيد ، وزيد عالم بود كه مال الدفن مثلا بيست ليره مىباشد . بعد از فوت زيد ، ناظرى كه موصى از برايش دو ليره معين كرده به جهت نظارتش ، على الرسم آن ناظر به بعض حيل ومطالب ، دفن نمود زيد را مثلا به دو ليره . در اين صورت آن زيادتى داخل ثلث يا تركه است ، يا آن كه آن ناظر اجرت المثل وحقي در آن زيادتى مال الدفن دارد ، يا آن كه حقي ندارد ؟ ودر صورت محقق بودنش ، چه ميزان است ؟ ودر صورت رجوع به خبره نمودن ، خبره حكام شرعند كه بايد تعيين كنند يا ديگران ؟ بيان فرمائيد . جواب : بر فرض اين كه آن ناظر در اين سعى وزحمت متبرع نباشد ، مستحق حق الزحمه واجرت المثل عمل خود است . ودر تعيين اجرت المثل عمل مذكور ، رجوع مىشود به أهل خبره اين عمل ، ودخلى به حاكم شرع ندارد . لكن به شرط اين كه اين عمل جزء اعمالي كه در وصيت ، اجرت دو ليره براي آن معين شده نباشد . والا هيچ مستحق نيست ماعداى دو ليره وبقيه مال الدفن جزء تركه است كه بايد قسمت شود ما بين ورثه بعد از اخراج ثلث آن ، هر گاه وصيت اخراج مطلق ثلث شده باشد ( والله العالم ) .
سؤال 601 : زيدي عبارت وصيت نامه اش اين است كه : " أولا ، تمام مستغلاتى كه دارم ، سواي آنچه را كه ثلث قرار داده أم وسواي آنچه به نور چشمان فلانه وفلانه مصالحه كرده أم كه بعد ذكر مىشود ، از خانه ودكان وكاروانسرا وغيره ، آنچه را كه صدق مستغل نمايد ، تماما