تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سؤال وجواب ( فارسي ) — صفحة 374

مساهمون:

ص٣٧٤
سؤال 597 : در امورات راجعه به حاكم شرع ، اگر وصى بخواهد به حاكم شرع خارج بلدي كه موصى فوت شده بدهد وناظر عكس آن بگويد ، چه بايد كرد ؟ بيان فرمائيد . جواب : بايد با هم متفق باشند . مگر آن كه معلوم باشد كه مراد به نظارت ناظر ، مجرد اطلاع اوست ودادن به حاكم خارج بلد ، خلاف مصلحت نباشد وقرينه هم بر تعيين حاكم بلد نباشد . پس متبع رأى وصى است .
سؤال 598 : هر گاه وصيت كند از براي زيد به دارى مثلا ، وآن حين الموت به قدر ثلث يا كمتر باشد ، ولكن بعض از بقيه تركه تلف شود ، يا قيمت تركه كمتر شود . كه از ثلث زيادتر شود ، آيا قدرى از آن كم مىشود يا نه : جواب : مقتضاى قاعده در صورت مفروضه ، عدم ورود نقصان است بر آن دار ، با فرض اين كه حين الموت بيش از آن ثلث نبوده ، خصوصا در صورت نقصان قيمت بقيه تركه . بلكه همچنين است هر گاه وصيت كند به كلى في المعين ، مثل آن كه بگويد : " صد درهم بدهيد به فلان " وآن به قدر ثلث يا كمتر باشد . وبعد تركه نقصان قيمتي به هم رساند . بلى ، هر گاه بعض تركه تلف شود ، بعيد نيست بالنسبة از آن صد درهم كم شود . هر چند بعد از تلف بعض نيز از ثلث خارج شود . چون ضاهر اين است كه موصى له شريك مىشود با ورثه در تركه به اندازه صد درهم ، هر چند شركت اشاعى نباشد ، بنابر آنچه در محل خود مقرر كرده أيم كه فرق نيست در اشتراك تلف بالنسبة ما بين اين كه مثل صد درهم منزل بر اشاعه باشد يا كلى ، خلافا لمن فرق بينهما ، چنانچه در بيع صاع از صبرة متعرض شده اند . پس فرق است ما بين اين كه موصى به عين معينى باشد يا كلى از قبيل مأة درهم ، كه در أول ، نقصان چه از جهت قيمت چه از جهت تلف بعض بقيه بر آن محسوب نمىشود . به خلاف ثاني ، كه نقصان تلفى بر أو محسوب است ، نه نقصان قيمت سوقي . بلى ، هر گاه وصيت كند به مقدار مشاعى ، مثل ثلث يا ربع يا نحو آن نقصان بر همه است مطلقا . هذا ولكن يظهر من صاحب الجواهر خلاف ما ذكرنا 1 وأن النقصان يرد على الجميع بالنسبة في جميع الصور حتى الصورة الأولى ، لكن الظاهر أن مراده النقصان من جهة التلف لا القيمة
هامش
1 . جواهر ، ج 28 ، ص 290 .