تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سؤال وجواب ( فارسي ) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
صدق عارية مىكند . بلى اگر بگويد : " عارية دادم به عوض آب وعلف " ، صحيح نيست . وبنابر آنچه ذكر شد از صحت ، آيا لازم است بر مستعير عمل به شرط يا نه ؟ على الظاهر لازم است . لعموم قوله عليه السلام : " المؤمنون عند شروطهم ولكن ظاهر كلمات علماء اين است كه لازم نيست . چون شرط در ضمن عقد جايز است . وفيه أن غاية الأمر جواز فسخ العقد ، والا فما لم يفسخ يجب العمل بالشرط . وهر گاه عمل به شرط نكرده ومنتفع شده است به عين مستعاره ، معير را مىرسد كه عارية را فسخ كند ورجوع كند بر أو به أجرة المثل . واز بعضي 1 مستفاد مىشود كه وجه ضمان أجرة المثل اين است كه اباحه ، مشروط بوده است وبا عدم عمل به شرط ، اباحه منتفى مىشود ، پس ضامن است اجرت را . واظهر آن است كه گفته شد كه هر گاه فسخ كند عارية را ، رجوع مىشود به اجرت ، واما اگر فسخ نكند ضمانى نيست . ومشروط بودن اباحه ، ممنوع است ، مگر آن كه شرط به نحو تقييد باشد ، نه التزام في التزام . واز صاحب جواهر 2 مستفاد مىشود عدم ضمان اجرت المثل مطلقا ، بالنسبة به آنچه منتفع شده است . وهو كما ترى ، إذ مع الفسخ تصير العارية كالعدم من الأول ، فيكون كما في تصرف في مال الغير بالانتفاع من غير اذن أصلا .
سؤال 481 : هر گاه قبائى را به عارية گرفت كه بپوشد وبه پوشيدن پاره شد ، آيا ضامن است يا نه ؟ وهم چنين اگر دابه به عارية گرفت از براي سوار شدن ، وبه آن سواري تلف شد يا نقصى وارد آمد وهكذا . جواب : در مسأله دو قول است . جماعتى قائل شده اند به عدم ضمان ، مگر آن كه مالك شرط كند ضمان را . چون تصرفى است مأذون فيه ، پس موجب ضمان نيست . ونقل شده است از بعضي ضمان ، وبعضي تفصيل داده اند ما بين نقص ، پس ضامن نيست وتلف ، پس ضامن است . اما نقص ، چون بناء عارية بر نقص است به استعمال . واما تلف ، از جهت اين كه اذن مالك ، شامل صورت اتلاف نيست واظهر تفصيل است ما بين اين كه تلف يا نقص به نفس استعمال مأذون فيه باشد ، يا به غير
هامش
1 . جواهر الكلام ، ج 27 ، ص 202 . 2 . جواهر ، همان جا .