تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سؤال وجواب ( فارسي ) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
ودر صورتي كه اشجارى در زمين بوده ونمو وترقى پيدا كرده بواسطة زحمت وآب دادن عمرو ، آيا حقي در أشجار يا بر مالك پيدا مىكند يا نه ؟ ( بينوا توجروا ) . جواب : بسم الله الرحمن الرحيم هر گاه أمور مذكوره را براي زراعت خود كرده است ، ومدت سر آمده وخودش به آنها منتفع شده ، حقي بر مالك ندارد . وهم چنين نسبت به نمو درخت كه از آب دادن زراعت حاصل شده است . بلى اگر عيني در آن زمين داشته باشد ، مال أو است . ومالك را مىرسد أو را امر كند به تخليه زمين از آن عين ، حاصل اين كه ، در أوصاف حاصله ، حقي ندارد . بلى ، اگر در بين مدت ، اجاره منفسخ شد بعد از اين كه زمين را كنده ومستعد زراعت كرده ، يا كرايه به آن داده ، مىتواند مطالبه عوض آن كند على الظاهر ( والله العالم ) .
سؤال 378 : تاجر ، چهل ليره را به شخصي مصالحه مىكند در دويست وسى تومان ، وبه إزاء اين وجه ، دو ورقه حواله مىگيرد هر يك يكصد وپانزده تومان ، هنوز حواله را نفرستاده ، اين شخص به تاجر گفت كه " يك قطعه حواله خودم را بده به من " ، بيست ليره به تو مىدهم ، تاجر قبول كرد . اين شخص بيست ليره را داد به شرط آن كه قطعه حواله به أو رد شود . تاجر پول را گرفت . اما حواله را رد نكرد . هر چه مطالبه كرد ، رد نكرد . ضمنا تاجر از اين شخص پول ديگر هم طلب داشته مطالبه مىكرد . اين شخص مىگفت : " حال ندارم " تاجر گفت " قطعه حواله كه نزد من است مىفرستم بدون بناء جديدى در بين " اين شخص گفت بفرست تاجر حواله را فرستاد ووصول كرد . حال ، تاجر مىگويد : " بيست ليره كه داده بودى ، بابت وجه حواله محسوب مىكنم . اما وجه حواله را كه دوباره وصول كردم ، بابت طلب ديگر خود محسوب مىدارم " . اين شخص مىگويد : " رضاى من به معامله ثاني به جهت رد كردن حواله بوده است . اگر مىدانستم تو حواله را نمىدهى ، هر آينه هم چه معامله اى نمىكردم . وبعد هم كه اجازه دادم اين حواله را فرستاده باشى ، براي گرفتن أصل وجه حواله بوده است . بيست ليره را بابت طلب ديگر خود بايد محسوب بدارى . تو كه هم چه خيال داشتى چرا در وقت فرستادن حواله اظهار
سؤال وجواب ( فارسي ) — صفحة 230 | السيد محمد كاظم الطباطبائي اليزدي / السيد مصطفى محقق داماد