تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سؤال وجواب ( فارسي ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
همچنين اگر به تصديق ديگران از أهلي خبره ، سه خبره مزبورين ، به قيمت عادله تقويم ننموده اند ، حكم شرعي آن چه مىباشد ؟ جواب : بسم الله الرحمن الرحيم صلحى كه در مقام مسامحه باشد ومبنى بر مداقه ومغابنه نباشد ، جهالت در آن مغتفر است . وهم چنين اگر مبنى بر مغابنه باشد ، لكن تحصيل علم به عوضين يا أحدهما غير ممكن يا معسور باشد . واما اگر مبنى بر مداقه ومغابنه باشد وتعيين عوضين ، به سهولت ممكن باشد ، پس اگر چه أقوى در آن نيز ، اغتفار جهالت است ، لكن اين در جائى است كه واقع معينى داشته باشد وغرر عرفى لازم نيايد . والا صحت آن مشكل است ، گر چه جهالت در شرط باشد . چون برگشت آن ، به جهالت عوض وموجب غرر در معامله است . بلى ، در جائى كه شرط ، تابع حساب شود عرفا ، شايد جهالت در آن ضرر نداشته باشد . پس مىگوئيم كه صلح در مورد سؤال ، از اين قبيل است . چرا كه مبنى بر مداقه است وجهالت در شرط آن ، موجب غرر است . چون مقصود اصلى از عوض ، همان است كه شرط شده است وواقع معينى هم ندارد . زيرا كه ممكن است كه آن سه نفر از اساتيد خبره ، در مدت سه روز هيچ حكم نكنند يا مختلف قيمت كنند يا متفق شوند بر خلاف قيمت عادله واقعيه . أيضا ممكن است كه قطع نزاع آن گماشته در مدت مقرره نشود . يا اثبات كند حقيت خود را ، وحال آن كه مفروض اين است كه واجب است كه بعد از عيد ، تسليم وجه معادل آن قطعه وتسليم وتخليه آن نمايد . بلى ، اگر حاكم شرع جامع الشرايطى ، حكم به صحت اين صلح نمايد ، چونكه مقطوع البطلان نيست ، جايز نيست رد حكم أو ، بلكه جايز است امضاء آن از براي ديگرى . وبر فرض حكم به صحت ، اگر سه نفر در مدت مزبور ، تصديق نكردند ، يا مختلف حكم كردند ، دور نيست كه مرجع ، قيمت عادله واقعيه باشد كه از تقويم اهالى خبره معلوم شود . چرا كه اعتبار تصديق آنها ، از باب طريقيت به قيمت واقعيه بوده است ، نه موضوعيت ، وتعيين آنها از باب ابصريت واخبريت آنها بوده است . واگر معلوم شود كه اتفاق بر خلاف قيمت عادله كرده اند