تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سؤال وجواب ( فارسي ) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
عمدا يا اشتباها ، دور نيست كه بر تقدير حكم به صحت ، موجب خيار باشد ( والله العالم ) . وعلى أي تقدير ، احتياط به اقاله ومصالحه جديده ، مهما أمكن ، ترك نشود .
سؤال 376 : شخصي زمينى را كه قدر وقيمت وتخم افكن آن را نمىدانست ، مصالحه نمود به زيدي ، وخيار غبن خود را نيز مصالحه نمود به وجه معينى ، بعد از مدتي مطلع شد كه قيمت زمين از وجهين مذكورين در هر دو مصالحه ، زيادتر بوده است . آيا اين مصالحه صحيح است ؟ وبر فرض صحت ، خيار غبن دارد يا نه ؟ جواب : بسم الله الرحمن الرحيم اگر چه جهالت در صلح في الجملة مغتفر است ، لكن اين در جائى است كه آن مصالحه ، مبنى بر مسامحه باشد ، مثل صلح در مقام هبه يا نحو آن ، يا آن كه استعلام مقدار آن مال ، عينا أو دينا ممكن نباشد . يا باشد ، لكن غرر نباشد . اما اگر مبنى بر مغابنه باشد ، مثل صلح در مقام بيع ، پس با امكام استعلام مقدار عوضين ، مشكل است صحت آن با فرض لزوم غرر . وچون مصالحه مفروضه مبنى بر مغابنه است ، صحت آن با امكان تحصيل علم به مقدار آن زمين ، مشكل است . چون مستلزم غرر است . وبر فرض صحت يا در صورتي كه صحيح باشد ، اگر غبن در آن از اندازه متعارفه مصالحتين أزيد باشد ، به اين كه مقدارى باشد كه احتمال آن را نمىداده است ، بعيد نيست كه خيار فسخ داشته باشد . وبنابر اين در صورت مفروضه ، اگر مصالح در بين مرافعه ، آن زمين را نقل به غير كند ، صحت آن بعيد نيست . وبا همهء اينها ، أحوط اين است كه به مصالحه طي نزاع شود ( والله العالم ) .
سؤال 377 : زيدي مالك قنوات وأراضي بوده ، منافع قنوات وأراضي را در مدت معينه به عمرو مصالحه كرده ، عمرو هم در مدت مزبوره ، أراضي را زراعت نموده ، اصلاح كرده ، خاشاك در آن ريخته ، آب داده ، زمين قابل ومستعد زراعت شده ، آيا بعد از گذشتن مدت ، بايد عين را تسليم مالك نمايد ؟ يا آن كه بواسطة استعدادي كه زمين ، از زحمت وسعى عمرو پيدا كرده ، از براي عمرو در آن حقي پيدا شده ، وبر فرض هم كه حقي بر زمين نداشته ، بر مالك مصالح ، حقي دارد كه ما به التفاوت بگيرد يا نه ؟