تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سؤال وجواب ( فارسي ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
نمود . ودو نفر وصى وقيم بر صغار قرار داد كه اعمال مرقومه را بجا آوردند . بعضي چند اشكال در اين مصالحه كرده ، حكم به بطلان نموده اند . واشكالات اين است : أولا ، شرط تأخير مهر زوجه ها وساير ديون ، از حين وفات إلى مدت پانزده سال ، شرط سايغ است يا نه ؟ وبر فرض سايغ نبودن ، مفسد عقد است يا نه ؟ ثانيا ، بر فرض اين كه سايغ است ومفسد هم نيست ، ولى در اين عبارت كه " از حين وفات إلى پانزده سال ديون را بدهند " ، احتمال اين كه روز آخر پانزده سال بعد از وفات ، ديون را أداء نمايند ، خلاف ظاهر است . واين كه در عرض اين مدت داده شود ، چنانچه ظاهر عبارت اين است ، موجب ابهام خواهد بود . وحكم غرر ابهام كه غير از غرر خطر وجهالتي است چيست ؟ ثالثا ، شرط مزبور كه از حين وفات إلى پانزده سال أداء نمايند علاوة بر ابهام مذكور مشتمل بر جهالت هم مىباشد ، بواسطة اين كه اگر چه مدت تأخير از حين وفات معين شده است ، ولى بديهي است كه در حين مصالحه ، مدت حيات مصالح بعد از وقوع مصالحه چه قدر خواهد بود ، معلوم نبوده ومجهول بوده است . پس اگر مصالح مزبور در زمان ثاني مصالحه وفات مىكرد حق تأخير متصالحين در أداء ديون ، همان پانزده سال بعد از مصالحه بود ، كه اين معنى متحد مىشود با تأخير مدت پانزده سال از حين وفات ، پس نتيجة اين مىشود كه مصالح در حين وقوع مصالحه ، شرط تأخير ديون نموده ودر زمان ، تأخير ديون را از حين مصالحه كه چه قدر مىباشد ، جاهل بوده است . پس مىشود نظير اين كه مصالحه نمايد ودر مصالحه از براي خود اشتراط خيار كند ومدت آن را وفات خود يا وفات غير قرار دهد . رابعا ، اداى قروض خود را از پانزده سال شرط كرده است . اگر اين عبارت ، مخصوص قروض است كه در حين مصالحه بوده است ، اين بسيار بعيد است . واگر شامل قروض است كه بعد از مصالحه محتمل است محقق شود ، باز مجهول خواهد بود . خامسا ، اين كه تصريحا شرط كرده است كه پسران متصالحان ، مبلغ پانزده هزار تومان از مال خود به وصاياي مرقومه صرف نمايند ، واز براي اين معنى أخير براي خود دو نفر وصى قرار داده است .