تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سؤال وجواب ( فارسي ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
اللفظ من قبيل المجمل بالنسبة إلى المطلق والمقيد ، فيرجع في غير المتيقن من الخروج ، بهذه الرواية عن العمومات 1 . " انتهى . والتحقيق ما ذكره بقوله : الا ان يقال : . . . إلى اخره كما عرفت ، لكن عرفت أنه لابد من صدق اخراج مقدار النصاب على المجموع . وفى بعض الصور لا يصدق ، كما إذا حصل الفصل مع الاعراض . واما اگر پيش از اخراج خمس ، گچ را صرف كند در سفيد كارى ظاهر اين است كه خمس أصل گچ بر أو واجب است ، نه خمس اين موجود بعد از بنائي ، چون به سفيد كارى ، صدق تلف مىكند ، پس از قيمت آن بايد خمس بدهد اگر چه عين گچ موجود است ، چرا كه چون ممكن الرد نيست در حكم تلف است . ودعوى اين كه ممكن است گفته شود كه خمس اين گچ ، مال سادات باشد واجاره آن را بگيرند ، مدفوع است به اين كه در صورتي خوب است كه ، حق الابقاء داشته باشند ، ودر مقام مالك مىتواند بگويد : اگر گچ مىخواهيد همين را برداريد من راضى به بقاء واجاره دادن نيستم . بلكه همچنين است كلام ، اگر غاصب ، گچ ، يا نحو آن را از مال شخص معينى غصب كرده ، سفيد كارى كند . بلكه از اين باب است اگر مركب كسى را برداشته با آن كتابت كند ، پس اگر چه عين مركب موجود است لكن در حكم تلف است . وحق الابقاء مع الأجرة از براي مالك ، ثابت نيست . پس ما نحن فيه نظير غصب ثوب وخياطت كردن آن نيست ، چون ثوب ممكن الرد است ودر حكم تلف نيست . مع ذلك كله ، أحوط اين است كه خمس گچ موجود با وصف بنائي بدهد . اينها در وقتي است كه قيمت آن زياد شده باشد به بنائي . واگر كمتر شده باشد ، ضامن است . وفرق در جميع ما ذكر ما بين عالم وجاهل نيست . ( والله العالم )
سؤال 189 : سنگ آهك ونوره سنگ صلب سفيد است كه در غالب بلدان زياد است - ظاهرا خصوصيتى زائده نداشته باشد - وهكذا خاك بعضي از أماكن مثلا كوزه ، يا كوزه خوب نمىشود ، وخاك أماكن ديگر مىشود . وهكذا سنگ آسيا وگل سر شورى ونحو اينها از
هامش
1 . كتاب الخمس ، ص 2 . چاپ شده در آخر كتاب الطهارة .
سؤال وجواب ( فارسي ) — صفحة 109 | السيد محمد كاظم الطباطبائي اليزدي / السيد مصطفى محقق داماد