زيادتر از پانصد تومان باشد .
وأما مسأله دوم : پس تقويت مال فقراء جايز نيست ، مگر آن كه آن شخص متمكن از
دادن نباشد ، در اين صورت جايز است با فقيرى يا سيدي دست به دست كنند .
وأما مسأله سوم : پس خمس بي اشكال به غير سيد نمىرسد . وأما سهم امام ع پس آن
نيز مختص به سادات است بنابر أحوط .
وأما مسأله چهارم : پس با تمكن ، واجب فورى است . وبا عدم تمكن از دادن تمام را
يك دفعه ، مىتواند به تدريج برساند حسب المقدور . ( والله العالم )
سؤال 181 : مبلغى داد به سيدي به قصد قرض ، وآن سيد به قصد خمس ، يا به گمان
خمس گرفت ، يا معلوم نيست كه به چه عنوان گرفت ، وحال آن كه خمس بر ذمه دهنده نبود ،
حكم چيست ؟
جواب : اگر عين مال باقي است مىتواند استرداد كند . واگر تلف شده است پس اگر در
حين دادن مطلع بود كه آن سيد به گمان خمس مىگيرد آن سيد ضامن نيست ، چون دهنده
خودش أو را مسلط كرده است بر اتلاف آن . وهم چنين اگر ظاهر حال ، عنوان مفتى ، يا خمس
بوده است . واگر در حين دادن مطلع نبود به قصد ، يا گمان أو . وظاهر حال هم عنوان مفتى
نباشد ضامن است ، چه معلوم شود قصد گيرنده ، چه معلوم نشود ، پس اگر بعد از اين خواسته
باشد با وجود شرايط آن را خمسا حساب كند مىتواند .
سؤال 182 : در باب خمس ، شخص مثلا خانه اى لازم دارد در اين سنه ، ولكن ميسر
نمىشود پس به تدريج بعضي از أسباب وآلات آن را در اين سنه مهيا مىكند كه در سنه آتيه ،
يا بعد از آن خانه بسازد ، يا آن كه گاو ، يا اسبى احتياج دارد گوساله يا كره اسبى مىخرد كه
بعد از دو سال ، يا سه سال به كار مىآيد ، وهكذا شجره اى غرس مىكند كه بعد از چند سال
به ثمر آن منتفع شود - وحال آن كه اگر مثمرة باشد در همين سنه هم محل حاجت است -
آيا اگر اينها را از أرباح مكاسب خريده باشد خمس آنها را بايد بدهد ؟ وهكذا نماءات متصله
آنها ، يا نه ؟ وبر فرض لزوم بعضي از أشجار در بعضي از بلدان ماليت ندارد ، يا آن كه مرسوم
نيست كه بذل قيمتي براي آنها بشود ، آيا با اين حال خمس لازم است ، يا نه ؟ ديگر درخت گل