تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
شد ، بحسين عليه السلام فرمود : برادرم ! به تو وصيتى مىكنم ، آن را حفظ كن ، چون من مردم ، جنازه‌ام را ( با غسل و كفن و حنوط ) آماده دفن كن ، سپس مرا بر سر قبر رسول خدا صلَّى الله عليه و آله ببر تا با او تجديد عهد كنم ، آنگاه مرا به طرف قبر مادرم عليها السلام برگردان ، سپس مرا در بقيع دفن كن . و بدان كه از عايشه به من مصيبتى رسد و منشأش آنست كه خدا و مردم زشتكارى و دشمنى او را با خدا و پيغمبر و ما خانواده مىدانند . چون امام حسن عليه السلام وفات يافت [ و ] در همان جا روى تابوتش گذاشتند ، او را به محل مصلاى پيغمبر صلَّى الله عليه و آله كه بر جنازه ها نماز مىخواند بردند ، امام حسين عليه السلام بر جنازه نماز خواند و سپس برداشتند و به مسجد بردند ، چون بر سر قبر رسول خدا صلَّى الله عليه و آله نگاهداشتند ، جاسوسى نزد عايشه رفت و گفت : بنى هاشم جنازه حسن را آورده‌اند تا نزد پيغمبر دفن كنند ، او روى استرى زين كرده ئى نشست و بشتاب بيرون شد - و او نخستين زنى بود كه در اسلام برزين نشست - آمد و گفت فرزند خود را از خانه من بيرون بريد ، او نبايد در خانه من دفن شود و حجاب رسول خدا صلَّى الله عليه و آله دريده شود ، امام حسين عليه السلام به او فرمود : تو و پدرت در سابق حجاب رسول خدا صلَّى الله عليه و آله را پاره كرديد و در خانه او كسى را در آوردى كه دوست نداشت نزديك او باشد ( مقصود ابو بكر و عمر است ) اى عايشه خدا از اين كارت از تو بازخواست مىكند . شرح - دلالت اين روايت بر امامت امام حسين عليه السلام از اين جهت است كه امام حسن عليه السلام به او وصيت كرد و هم از اين جهت كه او بر جنازه امام حسن عليه السلام نماز خواند و اين هر دو از علائم امامت است .