تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 72

مساهمون:

ص٧٢
زيرا خدا كافران را به آن وصف كرده و فرموده است : ( بسيارى از اهل كتاب ميخواهند ) با وجود اينكه حق بر آنها روشن شده بسبب حسدى كه در دل خود دارند ، شما را بكفر برگردانند - 109 سوره 2 - « در صورتى كه خداى عز و جل شيطان را بر تو مسلط نساخته است اى محمد بن على ! نميخواهى آنچه را از پدرت در باره تو شنيده‌ام به تو بگويم ؟ گفت : چرا ، فرمود : شنيدم پدرت عليه السلام روز جنگ بصره ( جنگ جمل ) ميفرمود : كسى كه ميخواهد در دنيا و آخرت به من نيكى كند ، بايد بپسرم محمد نيكى كند . اى محمد بن على اگر بخواهم به تو خير دهم از زمانى كه نطفه اى بودى در پشت پدرت خبر مىدهم . اى محمد بن على ! نميدانى كه حسين بن على عليهما السلام بعد از وفات من و بعد از جدائى روحم از پيكرم ، امام پس از من است و نزد خداى جل اسمه - امامت بنام او در كتاب ( لوح محفوظ يا قرآن يا وصيتنامه ثبت است ، امامت او از راه وراثت پيغمبر صلَّى الله عليه و آله كه خداى عز و جل آن وراثت را بوراثت از پدر و مادرش هم افزوده مىباشد ، خدا دانست كه شما خانواده بهترين خلق او هستيد ، لذا محمد صلَّى الله عليه و آله را از ميان شما برگزيد و محمد على عليه السلام را انتخاب كرد و على عليه السلام مرا بامامت برگزيد و من حسين عليه السلام را برگزيدم . محمد بن على عليه السلام عرضكرد : تو امامى و تو واسطه ميان من و محمدى صلَّى الله عليه و آله ، به خدا من دوست داشتم كه پيش از آنكه اين سخن را از تو بشنوم مرده باشم ، همانا در سرم سخنى است كه دلوها نتوانند همه آن را بكشند ( آنقدر از فضيلت شما در خاطر دارم كه به وصف در نيايد ) و ترانه و آهنگ بادها دگرگونش نسازد ( ياوه گوئيهاى دشمنان عقيده مرا نسبت بشما سست نكند ) آنها مانند نوشته سر بمهريستكه ورقش مزين و منقوش است ، مىخواهم اظهارش كنم ولى مىبينم كتاب منزل خدا ( قرآن ) و كتب ديگرى كه پيغمبران آورده‌اند ، بر من پيشى گرفته‌اند ، و آن سخنى است كه زبان هر گوينده و دست هر نويسنده از