يعنى اگر من مردم ، بجان مردم نيفتيد و بخاطر من عده ئى را نكشيد و يا اگر كسى نسبت بشما چنين كرد تا ممكن است از او درگذريد ) اى واى ! دريغا بر آن غافلى كه عمرش عليه خود او حجت شود ، يا روزگار زندگيش او را ببدبختى كشاند ، خدا ما و شما را از كسانى قرار دهد كه هيچ خواهش و تمايلى او را از اطاعت خدا باز ندارد و پس از مرگ عقوبتى به او نرسد ، همانا ما مملوك خدائيم و به او زندهايم ، سپس متوجه امام حسن عليه السلام شد و فرمود : پسر جانم ، بجاى يك ضربت ، يك ضربت بزن و كار ناروا مكن .
شرح - اين روايت با اندكى اختلاف در نهج البلاغه ( خطبه 147 ) مذكور است و شارحين دانشمند نهج البلاغه و اصول كافى در بيان جملات عالى و پر مغز آن حضرت ، كم و بيش توضيحاتى دادهاند كه ما خلاصه و لباب آنها را در اينجا ذكر نموديم ، موضوعى كه از همه بيشتر مورد توجه دانشمندان گشته اينست كه آيا آن حضرت كيفيت و زمان قتل خود را ميدانست يا نه ؟ در بارهء جمله * ( كم اطردت الايام ابحثها . . . ) *
از كلمات ابن ابى الحديد و ابن ميثم بر مىآيد كه اگر چه آن حضرت كشته شدنش را با شمشير ابن ملجم و با ضربت بسر و خون آلود شدن محاسن و در ماه رمضان ميدانست ، زيرا پيغمبر اكرم صلَّى الله عليه و آله به او خبر داده بود ، و خود او بارها باصحابش فرموده بود ، ولى ساعت وفات و بعضى از خصوصيات ديگر را نميدانست و معنى اين جمله حضرت اينست كه : هر روز كه مىآمد ، گمان ميكردم مرگم در آن روز است و چون ميگذشت و اجلم نمىرسيد ، روز ديگر را در آن انتظار بسر ميبردم و به همين ترتيب هر روز را پشت سر ميگذاشتم تا امروز رسيد ، و دليل سخن ما اينست كه سپس بطور ترديد ميفرمايد : اگر قدم بلغزد . . اگر زنده ماندم . . . و نيز آيه شريفه * ( وَما تَدْرِي نَفْسٌ بِأَيِّ أَرْضٍ تَمُوتُ ) * « هيچ كس نميداند در چه زمينى مىميرد » شاهد قول ماست .
از طرف ديگر صاحب منهاج البراعة اين عقيده را فاسد و باطل مىداند و از آن دو فاضل اظهار تعجب مىكند كه چگونه خود آنها در يك جا مىگويند ، امام عالم بگذشته و آينده است و خود على عليه السلام مىفرمايد « پيش از آنكه مرا نبينيد ، هر چه مىخواهيد از من بپرسيد » و ابن ميثم كه عقيده دارد ، امام علم منايا و بلايا دارد ، چگونه در اينجا چنين مىگويد ، و نيز روايت شده است كه آن حضرت بحارث اعور فرمود : هر مؤمن و منافقى كه بميرد مرا مىبيند ، پس كسى كه زمان مردن مردم را مىداند ، چگونه از زمان وفات خود خبر ندارد .
سپس حديث 667 - اصول كافى را با توضيح علامه مجلسى ( ره ) نقل مىكند و در آخر مىگويد :
معنى آن جمله حضرت اينست كه : من در باره پنهان بودن حق و مظلوميت اهل آن و ظهور باطل و پيروزى اصحابش كنجكاوى و تحقيق مىكردم ، زيرا آن حضرت در ابتداى كار ، بعد از وفات پيغمبر صلَّى الله عليه
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 68
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٦٨