تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 496

مساهمون:

ص٤٩٦
و رسول خدا صلَّى الله عليه و آله زكات باديه نشينان را به باديه نشينان ميداد و زكات شهرنشينان را به شهرنشينان ، ولى زكات را ميان هشت صنف آنها برابر تقسيم نميكرد بطورى كه بهر دسته 8 / 1 برسد ، بلكه به مقدارى كه از آن 8 طايفه حاضر بودند ، به اندازه مخارج يك سال هر دسته آنها تقسيم ميكرد ، در اين باره وقت و اندازه معينى يا نامبرده و نوشته ئى نيست ، بلكه هر گونه خود پيشوا صلاح بداند و بهر كس دسترسى داشته باشد ، پرداخت مىكند تا احتياج هر دسته از آنها را برآورد ، و اگر چيزى زياد آمد ، به ديگران عرضه مىكند . و اما امر انفال با والى ( پيغمبر يا امام ) است و همچنين هر زمينى كه در زمان پيغمبر صلَّى الله عليه و آله فتح شده است براى هميشه ، و نيز هر زمينى كه براى دعوت باسلام از جانب پيشوايان ظالم يا عادل فتح شده است امرش با والى است ، زيرا تعهد و پيمان پيغمبر نسبت به پيشينيان و پسينيان يكسان است ، زيرا خود پيغمبر صلَّى الله عليه و آله فرموده است : مسلمانها برادر يك ديگرند ، خونشان با هم برابرست ، پستترين آنها بايد به پيمانشان كوشش كند ( بحديث 1049 رجوع شود ) . و در مال خمس ، زكاتى نيست ، زيرا ارزاق و مخارج فقراء مردم ( غير سادات ) بر 8 سهم در اموال مردم مقرر گرديده و كسى از آنها بىخرجى گذاشته نشده ( پس از خمس حقى ندارند ) و خدا براى فقراء خويشان پيغمبر صلَّى الله عليه و آله نصف خمس را مقرر كرد و ايشان را از صدقات مردم و صدقات پيغمبر صلَّى الله عليه و آله و والى امر ( امام ) بىنياز كرد ، پس هيچ فقيرى از فقراء مردم ( غير سادات ) و هيچ فقيرى از فقراء خويشان پيغمبر صلَّى الله عليه و آله نباشد ، جز اينكه بىنياز گرديد ، بنا بر اين ( در ميان مسلمين ) فقيرى وجود ندارد ، و از اين جهت است كه بر مال پيغمبر صلَّى الله عليه و آله و امام زكات نيست ، زيرا فقيرى محتاج باقى