نمانده ، بلكه بر عهده آنها تنها همان مخارجى است كه پيش مىآيد ( و در اول اين روايت ذكر شد ) و درآمد ايشان هم از آن راههاست ( كه ذكر شد ) در برابر مخارجى كه به عهده دارند .
5 - على بن اسباط گويد : چون موسى بن جعفر عليه السلام بر مهدى عباسى وارد شد ، ديد ( مشغول دادخواهى است و ) آنچه از مردم بظلم گرفتهاند برميگرداند . فرمود : اى امير المؤمنين چرا آنچه از ما بظلم گرفته شده بما برنميگردانند ؟ مهدى گفت : اى ابا الحسن ! موضوع چيست ؟ فرمود : همانا خداى تبارك و تعالى چون فدك و حومه آن را براى پيغمبرش فتح نمود ، و بر آن اسب و شتر رانده نشد ( با جنگ گرفته نشد ) خدا بر پيغمبرش صلَّى الله عليه و آله اين آيه نازل فرمود : « حق خويشاوندان را بده - 28 سوره 17 - » پيغمبر صلَّى الله عليه و آله ندانست آنها كيانند ، بجبرئيل مراجعه كرد ، جبرئيل هم بپروردگارش مراجعه نمود ، خدا به او وحى فرمود : فدك را بفاطمه بده ، پيغمبر صلَّى الله عليه و آله فاطمه را خواست و به او فرمود :
فاطمه ! خدا به من امر فرموده كه فدك را به تو دهم ، فاطمه گفت : يا رسول الله من هم از شما و از خدا پذيرفتم و تا زمانى كه پيغمبر صلَّى الله عليه و آله زنده بود ، وكلاء فاطمه آنجا بودند ، و چون ابو بكر بحكومت رسيد ، وكلاء او را از آنجا بيرون كرد ، فاطمه نزد ابو بكر آمد و از او خواست فدك را بوى برگرداند .
ابو بكر گفت : شخص سياه پوست يا سرخ پوستى ( هر كس باشد ) بياور تا بنفع تو در اين باره گواهى دهد فاطمه امير المؤمنين عليه السلام و ام ايمن را آورد تا بنفع او گواهى دادند ، ابو بكر برايش نوشت كه متعرضش نشوند .
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 497
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٤٩٧