كرد ، و به او اختيار داد بهر كس خواهد بدهد ، امام عليه السلام هم اصل و سرچشمه منافع دنيا را كه زمين است بشيعيانش بخشيد ، به شرط پرداخت حقوق واجبه ، و از اينجا معلوم گردد كه شيعيان نسبت به زمين حق اولويت پيدا كنند نه آنكه مالك آن شوند ، چنانچه در حديث 1063 گفته شد ، زيرا اگر قائل بملكيت شويم ، همان امر محال مذكور پيش آيد . و نيز از اين حديث ميتوان استنباط كرد كه آنچه را ائمه عليهم السلام ، از اموال خود بعنوان زكات به فقرا ميپرداختهاند ( اگر معلوم شود كه به اين عنوان ميپرداختهاند ) بر آنها واجب نبوده است ، بلكه براى رعايت حال فقرا و مراعات احسان و اكرام بوده ، چنانچه امير المؤمنين عليه السلام فرموده : چگونه من شبى سير بخوابم و در اطرافم شكمهاى گرسنه باشند ؟ !
5 - يونس بن ظبيان و يا معلى بن خنيس است كه گويد : به امام صادق عليه السلام عرضكردم : شما از اين زمين چه داريد ؟ حضرت لبخندى زد و فرمود : همانا خداى تبارك و تعالى جبرئيل عليه السلام را فرستاد و به او دستور داد با انگشت ابهامش هشت نهر در زمين بكند : از جمله آنهاست ، سيحان و جيحان [ جيحون ] كه همان نهر بلخست و خشوع كه نهر شاش [ شوش ] است و مهران كه نهر هند است و نيل مصر و دجله و فرات ، پس آنچه آب دهد و آب گيرد ( از دريا و خشكى ) از آن ماست ، و آنچه از آن ماست متعلق بشيعيان ماست و دشمن ما را از آن بهره ئى نيست ، جز آنچه به زور و ناحق گيرند . ولى دوست ما در گشايشى است فراختر از ميان اين و آن - يعنى زمين و آسمان - ( زيرا تمام خشكى و دريا از آن ماست و ما آن را براى شيعه خود مباح ساختهايم ) سپس اين آيه را تلاوت فرمود : « بگو اين چيزها در زندگى دنيا متعلق به كسانى است كه ايمان آورده ( ولى ديگران به زور از آنها گرفتهاند ) و در روز قيامت مخصوص ( ايشان ) است 32 سوره 7 - » بدون غصب و زورى ( چنانچه تمام نعمتها و مواهب الهى را ، در دنيا مؤمن و كافر از آن استفاده مىكنند ، ولى در آخرت مخصوص مؤمنانست و چون كافر منعم و واهب حقيقى خود را نميشناسد و از او فرمان نميبرد ، تصرف او در آن نعم غاصبانه باشد ) .
شرح - علامه مجلسى ( ره ) گويد : كندن و حفر انهار با انگشت جبرئيل از باب استعاره تمثيليه است و مقصود اينست كه ، اين أنهار بقدرت خدا خلق شدهاند ، سپس هفت نهرى را كه روايت از جمله هشت نهر
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 270
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٢٧٠