توضيح - مقصود از امور مربوط به خود ، كارهاى شخصى و كسب و مملكت دارى امامست كه مانند متكبران خود خواه نباشد كه در همه كارها بنوكران و خدمتگزاران دستور ميدهند بلكه مانند فقرا و ناتوانان زندگى كند ، تا فقرا از او پيروى كنند ، يعنى به فقر و تنگدستى خود ، راضى و خرسند شوند و ثروتمندان با خود بگويند : اگر ثروت مايه فضيلت بود ، خدا آن را بپيشواى ما عطا مىكرد .
2 - معلى بن خنيس گويد : روزى به امام صادق عليه السلام عرضكردم : آل فلان ( بنى عباس ) و نعمتهائى را كه دارند به ياد آوردم و با خود گفتم : اگر اين نعمت براى شما ميبود ، ما هم با شما در عيش و خوشى بوديم ، فرمود : هيهات ، اى معلى ! اگر چنين ميبود ( و ما حكمفرما بوديم ) براى ما جز نگهبانى شبانه و تلاش روزانه و پوشاك زبر و درشت و خوراك سخت و بىخورش ، چيزى نبود ، از اين رو آن امر از ما بر كنار شد . آيا تو ديده ئى كه هرگز خداى تعالى بردن حقى را جز اين نعمت قرار دهد ؟
( يعنى تعجب اينجاست كه بنى عباس حق ما را غصب كرده ، بر مسند ما نشستهاند ، ولى در حقيقت ظلم آنها نسبت بما نعمتى است براى ما ، زيرا كه نگهبانى شبانه و تلاش روزانه را از گردن ما ساقط نموده است ) .
3 - زمانى كه عاصم بن زياد عبا پوشيد و جامه نرم را بيرون كرد و برادرش ربيع بن زياد ، شكايت او را خدمت امير المؤمنين عليه السلام آورد كه او همسرش را غمگين نموده و فرزندانش را اندوهناك ساخته حضرت فرمود : عاصم را نزد من آوريد ، او را خدمتش آوردند ، چون حضرت او را ديد ، چهره درهم كشيد و فرمود : از همسرت خجالت نكشيدى ؟ بفرزندانت رحم نكردى ؟ گمان ميكنى كه خدا چيزهاى خوب و پاكيزه را براى تو حلال كرده و نميخواهد از آنها استفاده كنى ، تو نزد خدا پستتر از آنى ، مگر خدا نميفرمايد : « خدا زمين را براى استفاده مردم نهاد كه در آن ميوه و نخل غلافدار است - 11 سوره 55 - » مگر خدا نمىفرمايد : « دو دريا را . گذاشت كه بهم برسند ، ميانشان حائلى است كه بهم تجاوز نكنند
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 273
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٢٧٣