ابن ابى عمير گفت : تمام دنيا ملك امامست و او از كسانى كه دنيا را به تصرف دارند ، سزاوارتر است و ابو مالك گفت : چنين نيست ، أملاك مردم متعلق به خود آنهاست ، مگر آنچه را كه به حكم خدا از آن امام گشته است مانند فىء و خمس و غنيمت كه متعلق بامامست و آن را نيز خدا دستور داد كه امام عليه السلام بكى بايد بدهد و چگونه مصرف كند .
اين مشاجره را نزد هشام بن حكم بردند و هر دو به او راضى شدند ، هشام موافق ابو مالك و مخالف ابن ابى عمير رأى داد ، لذا ابن أبى عمير خشمگين شد و پس از آن با هشام قطع رابطه كرد .
شرح - اگر چه تمام دنيا ملك امام است و خدا به او واگذار فرموده ، ليكن امام عليه السلام آن را براى شيعيان خود مباح فرموده و هيچ گاه در املاك تصرفى مردم دخالت نمىكند و جز از فىء و خمس و غنيمت براى استفاده شخصى خود تصرف نميكند ، و از مردم مطالبه نمينمايد ، حتى از كفار و غير شيعيان تا زمان قيام حضرت قائم ، ائمه عليهم السلام چيزى مطالبه نمىكنند و مأمور بسكوت ميباشند ، بنا بر اين ممكن است نزاع و مشاجره ميان ابن ابى عمير و ابو مالك لفظى بوده باشد ، و راجع بفىء در آخر اين كتاب بتفصيل بيان مىشود .
روش امام در باره خود و وضع خوراك و پوشاكش در زمان حكومتش
1 - امير المؤمنين عليه السلام فرمود : خدا مرا پيشواى خلقش قرار داد ، و بر من واجب ساخت كه در باره خود و خوراك و نوشابه و پوشاكم ، مانند مردم ضعيف و مستمند ، بر خود تنگ گيرم ، تا فقير از فقر من پيروى كند و ثروتمند بوسيله ثروتش سركشى و طغيان ننمايد .