است ) ديديم كه : « زمين متعلق بخداست و بهر كس از بندگان خويش بخواهد وامىگذارد و سرانجام نيك از پرهيزگارانست - 128 سوره 7 - » من و خاندانم كسانى هستيم كه خدا زمين را بما واگذار كرده و مائيم پرهيزگاران و همه زمين از آن ماست .
( گويا سپس خود امام باقر عليه السلام فرمود ) هر يك از مسلمين كه زمينى را زنده كند ، بايد آن را آباد دارد و خراجش را به امام از خاندان من بپردازد ، و هر چه از آن زمين استفاده كند و بخورد ، حق اوست و اگر زمين را واگذارد و خراب كند و مرد ديگرى از مسلمين پس از وى ، آن را آباد سازد و زنده كند او نسبت به آن زمين از كسى كه آن را واگذاشته سزاوارتر است ، و بايد خراجش را به امام از خاندان من بپردازد و هر چه از آن زمين استفاده كند حق اوست ، تا زمانى كه قائم از خاندان من با شمشير ظاهر شود ، آنگاه او زمينها را تصرف كند و از متصرفين جلوگيرى نمايد و آنها را از آنجا اخراج كند - همچنان كه رسول خدا صلَّى الله عليه و آله زمينها را تصرف كرد و از متصرفين جلوگيرى نمود - مگر زمينهائى كه در دست شيعيان ما باشد كه حضرت قائم عليه السلام نسبت به آنچه دست ايشانست با خود آنها مقاطعه بندد و زمين را در دست ايشان باقى گذارد .
شرح - روايات اين باب از جهتى مربوط بمسائل فرعيه و احكام فقهيه شرعيه است ، و از جهتى مربوط باصول مذهب و مناسب كتاب حجت ، اما از جهت اول فقهاء شيعه رضوان الله عليهم اجمعين ، اين موضوع را مبسوطا و مشروحا در مطاوى كتب فقهيه ، مانند كتاب احياء موات ، خمس ، غصب ، جهاد بيان كردهاند و ما را از ذكر آن در اين مقام مستغنى داشتهاند ، و اما از جهت دوم كه مناسب كتاب اصول كافى و مبحث حجت است تنها همين مقدار است كه :
1 - همهء زمين از آن خداست .
2 - خدا زمين را بهر كه خواهد واگذار مىكند .
3 - خدا زمين را با حدود و شرايطى بپيغمبر و امامان عليهم السلام واگذار كرده است .
4 - امامان نسبت بشيعيان خود به شرط آباد ساختن و پرداخت خراج اجازه تصرف دادهاند ولى نسبت به ديگران اجازه ندادهاند و چون امام قائم عليه السلام ظاهر شود و فرمان روا و مبسوط اليد گردد ، آن زمينها را از ايشان بگيرد و خود تصرف كند .
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي ) — صفحة 267
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٢٦٧