* شرح
يعنى اى محمّد بشارت ده آن شكستگان باديهء رياضت را ، كه نايرهء ( 1 ) طبيعت و هواى ( 2 ) نفس لاهيه فرو نشاندهاند ، و دل به تجليّات انوار الهى زنده كرده ، و هر فعلى كه از هر فاعلى ( 3 ) صادر مىشود مستند مىگردانند ( 4 ) به حضرت إله ، و چون محجوبان آن را به طبيعت اضافت نكنند و نگويند كه « فعلت و فعلت و فعل » و اگر چه طبيعت نيز مظهرى از مظاهر حق است . اما از سمت حدوث و رقّ عبوديّت متخلَّص نيست .
و قوله « وَقَدْ أَضَلُّوا » يعنى بسيار كس چون قوم نوح اهل عالم را از راه انداختند .
و در مرتبهء ( 5 ) حيرت بگذاشتند كه واحد حقيقى را ، به حسب و نسب و اضافات ، متعدد پنداشتند .
* متن
« وَلا تَزِدِ الظَّالِمِينَ » لأنفسهم . « و المصطفين » الَّذين أورثوا الكتاب ، و ( 6 ) اوّل الثّلاثة . فقدّمه على المقتصد و السّابق « إِلَّا ضَلالًا » إلَّا حيرة ( 7 ) المحمّدى . « زدني فيك تحيّرا » .
* شرح
مراد از ظالمين آنست كه ( 8 ) در آيهء « ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ » مذكور است . و اينجا مراد از ظلم آنست كه ، بر نفس خود ظلم كرد به منع از متابعت هواى نفسانى ، و استيفاى ( 9 ) لذّات جسمانى ، و افناى خود در مشاهدات انوار سبحانى . و رتبت تقديم ازين ( 10 ) جهت يافت كه سابق ، كثرت در وحدت مشاهده مىكند و مقتصد ، هم كثرت در وحدت مىبيند ( 11 ) و هم وحدت در كثرت و ظالم در فناى ذات جز واحد
هامش
( 1 ) د : نار .
( 2 ) س : قواى .
( 3 ) س : فاعل .
( 4 ) د ، س : مىگرداند . و : گرداند .
( 5 ) د ، س : تيه .
( 6 ) د ، س ، و : فهم اول .
( 7 ) د : و الأخيرة . س : الأخيرة .
( 8 ) س : آنست كه بر نفس خود ظلم كرد .
( 9 ) س : استفناى .
( 10 ) س : از جهت .
( 11 ) د : بيند .