في العموم : و بخرق العادة يقابل اليمين اليمين و يظهر الانتكاس .
* شرح
يعنى وقت باشد كه محل منظور فيه آن صورت در وى سرنگون ( 1 ) نمايد ، و اين در آب باشد يا در جسم صقيل كه بر ( 2 ) روى زمين نهاده باشد و وقت باشد كه در محل ، يمين يمين نمايد و يسار يسار ، بى ( 3 ) تغيير بخلاف عادت . امّا غالب آن بود كه ، يمين يسار نمايد و يسار يمين .
بعضى از شارحان بر آنند كه ، يمين ( 4 ) و يسار درآينه به اعتبار جهت مرئى و رائى است ، كه چون جهت توجّه وجه ( 5 ) ، از هر يك در تقابل وجهين مختلف است هر آينه يمين يسار باشد ( 6 ) و يسار يمين . امّا به اعتبار تقابل فقط بلا اعتبار جهت ، يمين هر يك متقابل ( 7 ) يمين ، و يسار مقابل يسار آن عكس بود . نمىبينى ( 8 ) كه اگر انگشت ( 9 ) بر روى راست نهى و در آينه نظر كنى ، و ترا يقين بود كه انگشت بر روى ( 10 ) نهاده اى و آن كه در آينه مىنمايد به حقيقت عكس ( 11 ) تو است ، اما توهّم ( 12 ) مىكنى - از آن روى كه در آينه مىنمايد - كه انگشت بر روى چپ ( 13 ) است ، و در واقع چنان نيست . و بعضى گفتهاند كه ، يمين در مقابل يمين و يسار در مقابل يسار ، در حضرت خيال و مثال ، و در حضرت سرّ و روح و خفا ( 14 ) است كه هر صورت در آن حضرات ( 15 ) چنانچه آنست توان ديد ، كه در مراتب روحانيت جهات نيست . و مراد شيخ ( 16 ) تمثيل معقول به محسوس است ، نه تمثيل محسوس به معقول .
هامش
( 1 ) س : سر تكان .
( 2 ) س : به روى .
( 3 ) د ، س : « بىتغيير » ندارد .
( 4 ) د ، س : « و » ندارد .
( 5 ) د : و چه از هر يك .
( 6 ) س : نمايد .
( 7 ) د ، س : مقابل .
( 8 ) س : نبينى .
( 9 ) س : انگشتى . د : انگشت بر لب .
( 10 ) د ، س : بر روى راست .
( 11 ) د ، س : عكس روى .
( 12 ) س : توفهم .
( 13 ) س : نهاده است . د : چيست .
( 14 ) د ، س ، و : خفى است .
( 15 ) د ، س : حضرت .
( 16 ) د ، س : شيخ قدس اللَّه سرّه .