قيامت ( 1 ) ، و ناسزاهاى ( 2 ) عاصيان را سزا دهد ، و باز به صفت رحمن ( 3 ) ظهور كند ، و بر همه ببخشايد . و قرآن شاهد اينست ( 4 ) كه : « يا أَبَتِ إِنِّي أَخافُ أَنْ يَمَسَّكَ عَذابٌ من الرَّحْمنِ » يعنى رحمن به صورت منتقم برآيد و ترا عذاب كند ، و إلَّا رحمن در حالت تجلَّى وى به رحمانيّت عذاب نكند .
اما بحثى كه شيخ ( 5 ) در بيان ولايت ( 6 ) مطلقه و ولايت مقيّده كرده است ، در باب ثالث عشر و رابع ( 7 ) عشر و خامس عشر از فتوحات مكَّى ، مضمون آن اينست كه ولايت دو قسم است : مطلقه و مقيّده . و اين ( 8 ) ولايت مطلقه صفتى است از صفات إلهيّت كه ( 9 ) « وَهُوَ الْوَلِيُّ الْحَمِيدُ » ، و مظهر آن عيسى است - عليه السلام - كه ختم ولايت به وى شود ، و اوليت ( 10 ) به آخريّت پيوندد ، و صفت به موصوف حقيقى ، خاص شود و ولايت مقيّده هم صفت إلهيست ( 11 ) از آن روى كه مقيّد و مستند ( 12 ) است به اولياء و انبياء ، و قيام ( 13 ) آن مقيّده به آن مطلقه است ، به واسطهء فيض ، كه از مطلق ولايت احديّت به اشخاص انبياء مىرسد . و آن مطلقهء كليه در مقيّده جزويّه ( 14 ) به وجهى جزوى ظهور مىكند . ظهور آن در مقيّده ( 15 ) به حسب مرتبهء صاحب آنست . پس ولايت مقيّدهء محمدى اتمّ و اكمل ( 16 ) همه آمد ، زيرا كه او ، مهتر و بهتر ساير أنبياء و رسل بود ، و ولايت انبياء در تحت نبوت و ولايت محمّديست ( 17 ) و ولايت اوليا در تحت ولايت انبياست ( 18 ) . زيرا كه ايشان اكملاند از اوليا ( 19 ) .
هامش
( 1 ) د ، س : « در قيامت » ندارد .
( 2 ) د : ناسزاهاى .
( 3 ) د ، س : رحمت تجلى كند .
( 4 ) د ، س : اين معنى است .
( 5 ) د ، س : شيخ قدس اللَّه سره .
( 6 ) س : در بيان ولايت مقيد كرده است .
( 7 ) س : « رابع عشر » ندارد .
( 8 ) د ، س : « و اين » ندارد .
( 9 ) د ، س : « كه » ندارد .
( 10 ) س ، د : و آخريت به اوليت .
( 11 ) د ، س : الهى است .
( 12 ) س : مستندست .
( 13 ) د ، س : و قوام اين .
( 14 ) د ، س : جزئيّه .
( 15 ) د ، س : در مقيّد .
( 16 ) س : اكمل در تحت نبوت همه آمد .
( 17 ) س : « محمديست » ندارد .
( 18 ) د ، س : انبيا است .
( 19 ) د ، س : « از اوليا » ندارد .