أشرت به فقد حصل لك العلم النّافع بكلّ ( 1 ) شيء .
* شرح
يعنى خاتم ( 2 ) ولايت تابع شريعت بود ظاهرا ، اگر چه آن احكام را به باطن از حق فرا مىگيرد ، زيرا ( 3 ) كه خاتم ولايت مطَّلع است بدانچه ( 4 ) در علم است از احكام الهى ، و از ( 5 ) احكام الهى يكى شريعت محمديست . پس خاتم اوليا ، به باطن آن ( 6 ) احكام از آن معدن ستاند كه جبريل ( 7 ) مىستد و به محمّد مىآورد . و لكن به ظاهر از رسول ستاند ( 8 ) و بدان كه در شرع او ثابت است عمل كند ، و ازين جهت او را اين قوّت هست كه در موضع لبنهء ذهبيّه ، در كار مىنشيند .
پس ، شيخ گفت اگر فهم كردى آن چه اشارت كردم ، و بدانستى كه خاتم اوليا بعينه خاتم رسل است ، كه ظاهر مىگردد ، نه بر سبيل تناسخ بلكه بر سبيل ( 9 ) برزات كمّل ، از جهت لطافت أشباح ايشان كه « أشباحهم أرواحهم » ، تا ( 10 ) خلق را از اسرار و حقايق الهى آگاه كند در آخر ، چنان كه در اول ، اعلام ( 11 ) احكام الهى كرد . و از اينجا بود كه چون جبريل - عليه السلام - بر رسول نازل مىشد پيش از اداى رسالت ، رسول الله ( 12 ) - صلى الله عليه و سلَّم - سبق مىگرفت ، و از آن احكام مىخواند . زيرا كه به باطن مطَّلع بود بر علم الله ، تا خطاب رسيد كه : « وَلا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ من قَبْلِ أَنْ يُقْضى إِلَيْكَ وَحْيُه » . يعنى ، وقت اظهار ولايت نيست ، حالى به نبوت بساز .
* متن
فكلّ نبىّ من لدن آدم إلى آخر نبىّ ما منهم أحد يأخذ إلَّا من مشكاة خاتم النّبيّين و إن تأخّر وجود طينته ( 13 ) فإنّه
هامش
( 1 ) د ، س ، و : « بكل شيء » ندارد .
( 2 ) د : خاتم تابع .
( 3 ) س : زيرا .
( 4 ) د ، س : بر آن چه .
( 5 ) س : « و از احكام الهى » ندارد .
( 6 ) س : اين . د ، س : احكام را .
( 7 ) د ، س : جبرئيل .
( 8 ) د : مىستاند .
( 9 ) س : ذوات كمال .
( 10 ) د : كه تا .
( 11 ) س : اعلام الهى كرد .
( 12 ) د : رسول .
( 13 ) د ، س : طينة .