خلاف كه حكايت كرديم و [ نيز ] شهرت فتوى ، قطع نظر از اين صورت بوده كه
قصدي داشته باشد بالخصوص . وعلامه در مختلف تفصيل ديگر داده وآن اين است
كه هر گاه وقف بر مصالح عامه شده مثل مسجد وكاروانسرا وأمثال آن ، جايز است
كه خود در آنجا نماز كند يا ساكن شود . بخلاف آن كه بر علما يا فقرا ( مثلا ) وقف
كرده باشد . واين قول ضعيف است .
28 : سؤال : هر گاه واقف شرط كند كه هر كه را خواهد اخراج كند ، يا هر كه را
خواهد داخل كند . جايز است يا نه ؟ - ؟ .
جواب : ظاهرا خلافي در بطلان وقف ، نيست در صورت أول . واز مسالك وكفاية
ظاهر مىشود كه اجماعى است . واما در صورت ثانيه : پس ظاهر جواز است .
وعموم روايت عسگرى ( ع ) ( 1 ) دلالت بر آن دارد .
29 : سؤال : هر گاه بگويد " وقف كردم بر أولاد ذكورم نسلا بعد نسل " . آيا شامل
أولاد ذكورى كه از إناث أو به هم رسند ، هست يا نه ؟ - ؟ بعضي مىگويند كه اين
اضافه ، بيانى است وبر آنها صادق است كه أولاد ذكورند .
جواب : أولاد حقيقت است در ولد صلبي . وهر گاه عرف خاصي نباشد كه از آن
فهميده شود ولد ولد ، از مقتضاى حقيقت بيرون نمىتوان رفت . وچون گفته است
" نسلا بعد نسل " از آن جهت تعدى مىكنيم به أولاد أولاد . ولكن مىگوئيم كه مراد
أولاد ذكورى است كه از أولاد ذكور به هم رسد ، به جهت آنكه متبادر از أولاد ذكور
" توصيف " است نه " اضافه " . واگر اضافه هم باشد از باب اضافه موصوف به صفت ،
است . واز نسلا بعد نسل چنين مىفهميم - بعد از لفظ " وقف كردم بر أولاد
ذكورم " - اينكه بعد از آن بر نسل همين أولاد ذكور به همين وصف ، يعنى آنها هم
أولادي باشند از اين أولاد كه متصف به ذكوريت باشند . وهكذا . . . تا هرجا كه پايين
مىآيد به طبقات . وظاهرا اشكالى در اين نباشد . حتى اينكه در زمان ما چنان
شايع است كه اگر همان أولاد ذكور تنها بگويد وديگر " نسلا بعد نسل " را هم
نگويد ، همين معنى را مىفهمند كه گفتيم . وبه هر حال جزما أولاد ذكورى كه از
هامش
( 1 ) : وسائل : احكام الوقوف ، باب 2 ح 1 و 2 .