تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
باشد " ومفروض اين باشد كه مى داند كه جمعه است ، در صحت اين اشكال نيست . وكلام در ساير عقودهم همين است . ومعنى دوم تنجيز اين است كه شرط خيار فسخ در آن نمىتوان كرد . وبنابر اين مىگوئيم كه اين شرط از جمله شروط مستثنى است به نص .
17 : سؤال : هر گاه كسى چيزى را وقف كند بر علما يا بر فقرا ( مثلا ) وخود از جمله فقرا باشد ، يا بعد از وقف فقير شود مثلا . آيا جايز است كه منتفع شود از آن يا نه ؟ - ؟ . جواب : مشهور علما جواز است مطلقا . بلكه علامه در مختلف از شيخ در مبسوط نقل كرده كه خلافي در مسأله نيست . واز ابن زهره نيز نقل شده است اين معنى . ووجه آن اين است كه اين وقف بر اشخاص معين متصفين به اين وصف نيست ، واز اين جهت است كه قبول ايشان شرط نيست هر چند ممكن باشد . وتقسيط آن بر جماعت واجب نيست ، بلكه جايز است كه به بعض دون بعض داده شود . واين را " وقف بر جهت " مىگويند ، يعنى مراد واقف مراعاة حال جهت فقر يا جهت علم وأمثال آن است ، نه آن اشخاص . وابن إدريس مخالفت كرده است نظر به " اشتراط اخراج وقف از نفس خود " . وچون عمده دليل آن اجماع است وآن در ما نحن فيه ممنوع است ، واگر نگوئيم كه خلاف آن اجماع است . واز بعض اخبارى كه دليل آن مسأله بود حكم اين را نمىفهميم ، ديگر راهى از براي منع على سبيل الاطلاق ، نيست . بلى از شهيد ( ره ) قولي به تفصيل نقل شده . وآن اين است كه " خود شريك است با آنها مگر اينكه در أول قصد دخول خود كرده باشد ، يا قصد منع خود كرده باشد " . ( 1 ) وشهيد ثاني اين را پسنديده است . وتعليل كرده است أول را به اينكه وقف بر خود مىشود ، وثاني را به آنكه نيت أو مخصص عام است ، ومتابعت شرط واقف لازم است ، به جهت روايت عسكرى ( ع ) . ( 2 ) واين دور نيست . وشايد نفى
هامش
( 1 ) : فتواى خود ميرزا ( ره ) نيز همين بود . ( 2 ) : وسائل : أبواب احكام : الوقوف ، باب 2 ح 1 و 2 .