تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
است واشكال در بعد موت است . وأول بيوجه است ، به سبب اينكه با ظهور بطلان ، مال بر حال خود باقي است وميراث مىشود ، ديگر حاجتي به بيان نيست . پس باقي ماند ثاني . وبه هر حال اشكال در دلالت روايت خوب نيست . خصوصا با اعتضاد به فهم أصحاب ، وعمومات أدله ، واشتهار عمل . ودليل قول به بطلان ، اجماع منقول از ابن إدريس است وآن معارض است با اجماع سيد وشايد آن أقوى باشد . چون أقرب است به زمان معصوم واين كه اين شرط باطل است ، به جهت آنكه مخالف مقتضاى عقد است وبه بطلان شرط ، مشروط هم باطل مى شود . وبر اين وارد است منع اينكه مطلق عقد وقف منافى با اين شرط است ونظير اين است اشكالى كه جمعى از محققين كرده اند مثل شهيد ثاني در مسأله " شرط عدم اخراج زوجه از بلد " در عقد نكاح ، وآخوند ملا احمد اردبيلى ( ره ) وآقا جمال الدين محمد خوانسارى ( ره ) در مسأله " شرط تضمين در ضمن عقد اجاره " ورد كرده اند بر كساني كه اين را باطل مىدانند ، چون مخالف مقتضاى عقد است . وحاصل بحث اين است كه آنچه مقتضاى عقد نكاح است اين است كه زوجيت اقتضاى تسلط بر اختيار زوجه در مكان ، ندارد . نه اين كه مقتضاى عقد عدم جواز عدم تضمين ، من كند . پس آنچه مسلم است در ما نحن فيه اين است كه عقد وقف ، اقتضاى جواز شرط رجوع عند الحاجة را نمىكند ، نه اينكه اقتضاى عدم شرط رجوع مىكند . واما توهم اينكه مقتضاى عقد وقف ، دوام وتأبيد است واين منافى آن است ، مندفع است به اينكه : مسلم از مقتضاى عقد وقف ، مطلق دوام است نه دوام مطلق . پس دوام بر دو قسم است : دوام با شرط رجوع عند الحاجة ، كه تحقق آن ممكن است به عدم عروض حاجت كه منتج جواز رجوع باشد . ودوام مطلق يا مقيد به عدم شرط رجوع . واستدلال كرده اند نيز به آن دو حديث صحيح كه مذكور شد به تقريبي كه گفتيم ، وظاهر شد ضعف آن . ومقداد در تنقيح استدلال كرده است از براي اين قول به اينكه وقف صدقه است وهيچ صدقه در آن رجوع جايز نيست ، واين دو مقدمه هر دو اجماعى اند . و
جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 92 | الميرزا القمي / مرتضى رضوي