في كل وجه من وجوه الخير وقال : ان احتجت إلى شئ من مالي أو من غلته فانا
أحق به . إله ذلك وقد جعله لله كيف يكون له ؟ فإذا هلك الرجل يرجع ميراثا أو
صدقة ؟ قال : يرجع ميراثا على أهله " . ( 1 )
وصحيحه ديگر إسماعيل بن الفضل - كه باز ابان در سند أو هست - " عن أبي
عبد الله ( ع ) قال : من أوقف أرضا ثم قال إن احتجت إليها فانا أحق بها ، ثم
مات الرجل ، فإنها ترجع إلى الميراث . ( 2 ) ووجه استدلال اين است كه معنى رجوع
به ميراث اين است كه پيش از موت داخل صدقه بوده است ووقف بوده ومال أو
نبوده . وبعد مردن ، اين مال بر مىگردد از وقف بودن وحبس بودن ، وداخل مالي
مىشود كه از أو ميراث مىبرند .
وگاه است كه توهم اين شود كه سؤال راوي از صحت اين وقف بود در حال
حيات . پس هر گاه اين را جواب از حال مال بعد موت بگيريم ، جواب مطابق سؤال
نمىشود . پس حمل مىكنيم جواب را بر معنى مجازى كه با بطلان بسازد ، وحكم
ما قبل موت وما بعد ، همه ظاهر شود . پس مراد از " يرجع ميراثا " اين است كه آن
مال از ملكيت أو بيرون نرفته أصلا . واين توهم دورى است . به جهت اينكه اين
مجاز كمال بعد دارد ، ولفظ را از حقيقت بيرون بردن بدون ضرورت وجهي ندارد .
وبه همين اشاره كه از لفظ " رجوع " مستفاد مىشود به أو جز بيانى ، جواب از
صحت وقف وحبس بودن وميراث بودن بعد موت ، همه ظاهر مىشود . ومؤيد آن
است صحيحه دومى كه در آن سؤالي مذكور نيست وهمان كلام امام ( ع ) مذكور
است كه معلوم مىشود از اعتبار قيد أخير كه لفظ " ثم مات الرجل " باشد ، اينكه
حكم " فإنها ترجع إلى الميراث " از براي حكم ما بعد موت است ودر ما قبل آن
اشكال نبوده .
وعدم اشكال واحتياج به ذكر آن قيد ، يا به سبب ظهور بطلان در حال حيات
بوده واشكال در بعد ممات بوده ، يا به سبب ظهور صحت وحبس بودن در حال حيات
هامش
( 1 ) : التهذيب ج 9 ص 146
( 2 ) : التهذيب ج 9 ص 150