تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
في كل وجه من وجوه الخير وقال : ان احتجت إلى شئ من مالي أو من غلته فانا أحق به . إله ذلك وقد جعله لله كيف يكون له ؟ فإذا هلك الرجل يرجع ميراثا أو صدقة ؟ قال : يرجع ميراثا على أهله " . ( 1 ) وصحيحه ديگر إسماعيل بن الفضل - كه باز ابان در سند أو هست - " عن أبي عبد الله ( ع ) قال : من أوقف أرضا ثم قال إن احتجت إليها فانا أحق بها ، ثم مات الرجل ، فإنها ترجع إلى الميراث . ( 2 ) ووجه استدلال اين است كه معنى رجوع به ميراث اين است كه پيش از موت داخل صدقه بوده است ووقف بوده ومال أو نبوده . وبعد مردن ، اين مال بر مىگردد از وقف بودن وحبس بودن ، وداخل مالي مىشود كه از أو ميراث مىبرند . وگاه است كه توهم اين شود كه سؤال راوي از صحت اين وقف بود در حال حيات . پس هر گاه اين را جواب از حال مال بعد موت بگيريم ، جواب مطابق سؤال نمىشود . پس حمل مىكنيم جواب را بر معنى مجازى كه با بطلان بسازد ، وحكم ما قبل موت وما بعد ، همه ظاهر شود . پس مراد از " يرجع ميراثا " اين است كه آن مال از ملكيت أو بيرون نرفته أصلا . واين توهم دورى است . به جهت اينكه اين مجاز كمال بعد دارد ، ولفظ را از حقيقت بيرون بردن بدون ضرورت وجهي ندارد . وبه همين اشاره كه از لفظ " رجوع " مستفاد مىشود به أو جز بيانى ، جواب از صحت وقف وحبس بودن وميراث بودن بعد موت ، همه ظاهر مىشود . ومؤيد آن است صحيحه دومى كه در آن سؤالي مذكور نيست وهمان كلام امام ( ع ) مذكور است كه معلوم مىشود از اعتبار قيد أخير كه لفظ " ثم مات الرجل " باشد ، اينكه حكم " فإنها ترجع إلى الميراث " از براي حكم ما بعد موت است ودر ما قبل آن اشكال نبوده . وعدم اشكال واحتياج به ذكر آن قيد ، يا به سبب ظهور بطلان در حال حيات بوده واشكال در بعد ممات بوده ، يا به سبب ظهور صحت وحبس بودن در حال حيات
هامش
( 1 ) : التهذيب ج 9 ص 146 ( 2 ) : التهذيب ج 9 ص 150