تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
وجه أول اين است كه واجب است اخراج وقف از خود ، چنان كه پيش گذشت . وظاهر اخراج وقف اخراج تمام آن است . ومفروض اين است كه تمام را اخراج نكرده . ومفروض اين است كه تمام را وقف كرده نه بعض را ، ووجه صحت [ نسبت به غير در نصف ] اين است كه داخل منقطع الأول نيست . به جهت آنكه در أول محل صحيح دارد . وعمومات وفاى به عقود وشروط وخصوص روايت عسكرى ( ع ) . ودلالت آنها ممنوع است ، به جهت آنكه مفروض اين است كه عقد بر مجموع وارد شده ، وجزء كه باطل شد پس اين خود همان عقد نخواهد بود كه وفا به آن لازم باشد . وتوجيه صحت در نصف به اينكه " عقد به هر يك واقع شده نه مجموع من حيث المجموع " ، نفعي ندارد در دفع اين معنى كه " عقد بعد حكم به بطلان بعض ، تمام عقد ، نيست . " واين كه صحيح مىدانيم بيع را در مملوك - هر گاه بايع مملوك وغير مملوك را به صفقه واحده فروخته باشد - به سبب دليل خارج است از اجماع واخبار . واما وجه صحت نسبت به غير در تمام : پس اين در نهايت ضعف است . وخلاف مدلول كلام واقف است . وهر گاه بگويد " وقف كردم بر خودم وفقرا " پس كلام در آن نيز همان است . بلى در اينجا در صحت ، سه احتمال است : يكى تنصيف ، يعنى نصف را به فقرا بدهند . چون مقتضاى عطف ، شركت بينهما ، است . ونصف كه باطل شد نصف فقرا به جا مىماند . ودوم اينكه : صحيح باشد در سه ربع . چون فقرا جمع است وأقل جمع سه است وبا خود واقف چهار نفر مىشوند . ويك ربع كه حصهء اوست باطل است . وسوم صحت است در كل ، ومثل وقف واقف است بر خود ، به شرط كردن قضاى دين خود ، يا گذرانيدن معاش ومؤنهء خود از آن وقف ، وظاهرا خلافي در اين هم نباشد ، ( به غير ظاهر كلام ابن جنيد كه خواهيم گفت ) واين شرط خلاف مقتضاى عقد است . چون مقتضاى آن اخراج از خود است به نهجى كه ديگر حقي از براي أو در اين باقي نباشد . واما اگر شرط كند اينكه أهل وعيال أو از آن بخورند ، جايز است . چنان كه منقول
جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 87 | الميرزا القمي / مرتضى رضوي