تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨
كه چه قصد كرده بوده است . اين لايق انظار علما است . چنان كه نظير اين در كتب فقهية در مباحث ايمان ونذور وغيره بسيار است . پس اين لفظ قابل اين است كه وقف غلطى كرده باشد ، چون معتقد اين بوده كه اين وقف است وقابل اين است كه بر سبيل مجاز گفته باشد وحبس خواسته باشد . مرجح أول " أصل عدم علم به مسأله " است و " أصل عدم خروج ملك است از مالك " . ومرجح دوم " حمل فعل مسلم بر صحت " وأصل وظاهر در اينجا متعارض مىشوند . ودور نيست ترجيح ظاهر بر أصل . واين دو روايت هم مؤيد مىشوند . پس هر گاه معلوم باشد كه قصد أو وقف بوده ، حكم مىكنيم به بطلان . وهر گاه دانيم مقصود حبس بوده ، حكم مىكنيم به صحت آن . ودر مجهول الحال ، اظهر صحت است به عنوان حبس . مطلب دوم : در ذكر مسأله دوم است . يعنى اينكه وقف كند بر " من ينقرض غالبا " پس مذهب مفيد وشيخ وابن جنيد وسلار وابن براج وابن إدريس وعلامه در چند كتاب خود ، ومحقق وساير متأخرين ، صحت وقف است . وشيخ در مبسوط وخلاف نقل كرده است قولي به بطلان از أصحاب . وهمچنين محقق در شرايع ، وغير ايشان . ومعلوم نيست كه قائل اين قول كيست . وعلامه در مختلف وفخر المحققين در ايضاح بعد از آنكه نسبت قول به صحت را به جماعت سابقه داده اند ، نسبت قول به صحت به عنوان حبس را به ابن حمزه داده اند . پس بنابر اين ظاهر مىشود كه جماعت سابقين آن را وقف حقيقي مىدانند وصحيح مىدانند . وابن حمزه آن را صحيح مىداند وحبس مىداند . واين مختار علامه است در قواعد وارشاد . وآن قول ديگر كه قول به بطلان است اين است كه " نه وقف است نه حبس وباطل است " چنان كه در ايضاح تصريح به آن كرده . ودر تحرير همان دو قول را نقل كرده ، يعنى صحت وقف وبطلان وقف ، وظاهر أو توقف است . وبه هر حال صريح كلام ايضاح اين است كه أقوال در مسأله سه قول است . وقول جماعت مذكوره ، صحت به عنوان وقف ، است ، . ولكن بعضي را گمان ان است كه مراد جماعت هم حبس است . ودور نيست كه چنين باشد نظر به اينكه تأبيد شرط است در وقف حقيقي در نزد جمهور چنان كه بيان كرديم .
جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 78 | الميرزا القمي / مرتضى رضوي