تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
وجه آن اين باشد كه شيخ در تهذيب بعد نقل روايت علي بن مهزيار گفته است كه " مراد از موقت در اين دو حديث اين نيست كه مدت مذكور باشد به جهت اينكه در وقف تأبيد شرط است وهر گاه مقيد به وقت معينى باشد باطل است ، بلكه مراد اين است كه موقوف عليه مذكور باشد بر نهجى كه در روايت محمد بن الحسن مذكور است " . وگفته است كه " اين متعارف بوده است كه وقف موقف مىگفته اند واين را مىخواسته اند ، ودلالت مىكند بر اين روايت محمد بن الحسن الصفار " . پس به اين سبب دلالت روايت متشابه مىشود . چون شيخ اعرف است به اصطلاح وعرف أصحاب حديث . هر چند در اينجا مىتوان گفت كه متبادر از موقت ، تعيين وقت است . ومجرد اينكه از حديث دوم بر مىآيد كه استعمال شده است موقت در معنى مذكور ، باعث اين نمىشود كه آن حديث را از حقيقت خود بيرون كنيم . با وجود اينكه استشهاد به آن حديث هم نفعي به شيخ ندارد ، به جهت اينكه جواب معصوم ( ع ) در آخر حديث ، دلالت بر مطلب شيخ ندارد كه بطلان توقيت واشتراط تأبيد است . ولكن مىتوانيم گفت كه محمد بن الحسن الصفار كه از أعاظم فضلاء است از أصحاب أئمة ، در اين مقام نقل قول أرباب روايت را در معنى " توقيت " منحصر در ذكر موقوف عليهم كرده است . وبا وجود اين ديگر اعتمادي به اراده معنى لغوى در حديث علي بن مهزيار باقي نمىماند ، خصوصا با انضمام قول شيخ به آن . وحاصل مراد شيخ در نظر أحقر اين است كه صحيح نيست كه مدت ذكر كنند از براي وقف ، هر چند آن وقف جامع شرايط باشد ، وذكر موقوف عليه شده باشد . مثلا فقرا را مصرف وقف كردن بر سبيل اطلاق ، صحيح است . چون منافاة با تأبيد ندارد . واما اگر بگويد " وقف فقرا كردم تا ده سال " شيخ اين را باطل مىداند ، چون منافاة با تأبيد دارد ، پس مراد از موقت در روايت علي بن مهزيار موقت به اين معنى است كه ترك ذكر موقوف عليهم نشده باشد ، خواه اكتفا شده باشد به جماعتى كه غالبا منقرض مىشوند ، يا بعد آنها ذكر شده باشد كسى كه منقرض نمىشود غالبا . پس آنچه صحيح نيست آن است كه موقوف عليه هيچ مذكور نباشد كه لفظ " جهل مجهول " با تأكيد در روايت علي بن مهزيار دلالت دارد بر آن .
جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 76 | الميرزا القمي / مرتضى رضوي