تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
منافع اين ملك يا باغ را به چه مصرف [ بايد ] رساند ؟ . جواب : بدان كه مشهور ميان علما اين است كه هر گاه كسى وقف بر مصلحتى كرده باشد ، ورسم آن مصلحت باطل وتلف شود ، بايد آن را صرف كرد در " وجوه بر " مثل فقرا ومسجد وپل وغير آن . ودر مسالك گفته است كه به منكري از براي اين حكم بر نخورده أم به غير محقق در نافع كه تردد كرده است در اين . وهم چنين از ابن فهد در مهذب ظاهر مىشود مثل اين ، چون قول را نسبت به مشهور داده . وبعد از آن وجه تردد محقق را ذكر كرده است . بعد از آن گفته است كه اين نادر است يعنى اعتنائى به اين اشكال وتردد محقق نيست . وبه هر حال ، آنچه در نظر أرجح وأقوى است قول مشهور است . وآنچه از براي مشهور ذكر كرده اند اين است كه " وقف از ملك واقف بيرون رفته وعود نمىكند به أو ، ومصلحت عامه در ضمن مصلحت خاصه موجود است . وبه انتفا جز ، كل منتفى نمىشود " . . . واين سخن هر چند خالى از اشكال نيست ، نهايت ، تتبع اخبار وصيت وحج وغيره وملاحظه نظاير كافى است در اثبات اين . خصوصا با شهرت كذائى . ودر بعض جواب مسائل وصايا تحقيق اين مطلب را مستوفى كرده أم . وچون يكى از جمله تنبيهات بر اين مطلب شاهد حال واقف است پس مىتوانيم گفت كه آنچه أقرب است به مقصود واقف از وجوه بر آن را مقدم دارد . مثل آن كه وقف مسجد را در مسجد ، ووقف حمام را در حمام ، وهكذا . . . صرف كند . ولكن مشهور تعميم داده اند . ودر مسالك تفصيلي داده است وآن اين است كه مصلحت مذكوره يا از جمله أموري است كه غالبا منقرض مىشود يا غالبا مستمر مىماند يا مشكوك فيه است . مثال أول : اينكه وقف كند مالي را بر درخت انگور يا درخت انجير . مثال دوم : اينكه وقف بر چشمه آب مخصوصى كه غالبا بر حال خود است ، واتفاق افتد كه آب آن بالمرة فرو رود . مثال سوم : اينكه وقف كند بر مسجدى يا مدرسه [ اى ] كه در قريه كوچكى واقع باشد . پس در صورت أولى حكم منقطع الاخر خواهد داشت . يا اين ، بعض افراد منقطع الاخر است . پس رجوع مىكند به مال واقف يا وارث أو . با همان خلافي كه در محل خود مذكور است . ودر صورت ثانيه حكم همان است كه مشهور علما گفته اند . ودر صورت ثالثه اشكال