تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع الشتات ( فارسي ) — صفحة 569

مساهمون:

ص٥٦٩
358 : سؤال : زينب خواهر زاده خود حسن را شير داده با شرايط موجب حرمت . وحال پدر حسن مىخواهد كه دختر زينب را بگيرد كه خواهر رضاعى است مر حسن را . جايز است يا نه ؟ جواب : جايز نيست از سه راه : يكى : عدم ( جواز نكاح أبى المرتضع في أولاد صاحب اللبن ) على الأقوى . دوم : نكاح أبى المرتضع در أولاد نسبى مرضعه . سوم : نكاح خواهر زاده بر خاله بدون اذن خاله ، واين در صورتي است كه مادر حسن در حال حيات باشد ودر حباله باشد .
359 : سؤال : هر گاه كسى زنى را عقد كند وصداقى از براي أو معين كند از عين يا دين . وهنوز دخول نكرده آن زن صداق خود را به شوهر خود هبه كند ، يا أو را از حق صداق ابرا كند ، وشوهر أو را طلاق بگويد قبل از دخول . حكم آن چه چيز است ؟ . جواب : ظاهرا خلافي نيست در اين كه در صورت هبه ، زوجه ديگر حقي ندارد وبايد نصف صداق را هم ( علاوة بر آنچه بخشيده ) به زوج بدهد . واظهر واشهر در صورت ابرا هم اين است . ودر تحقيق مقام ناچار است از تمهيد مقدمه وآن اين است كه : فقها اختلاف كرده اند در [ چگونگى تحقق مالكيت زوجه در مهر . قول مشهور اين است كه : ] زوجه به مجرد عقد مالك مهر مىشود بالتمام لكن استقرار تمام آن در ذمه زوج ، به دخول حاصل مىشود . پس ملكيت زوجه در همه مهر حاصل است لكن در نصف متزلزل است تا اين كه دخول واقع شود ، يا آنچه قائم مقام [ دخول ] است مثل موت زوج بنابر مشهور . وارتداد زوج بنابر قولي . وابن جنيد قائل شده است كه زوجه به سبب عقد مالك نصف مهر مىشود ، ونصف ديگر را به سبب دخول ( وآنچه قائم مقام آن است ) مالك مىشود . وأقوى قول مشهور است . دلالت مىكند بر أو اين كه صداق عوض بضع است ومقتضاى معاوضه تملك هر يك از طرفين است عوض را ، پس چنان كه زوج مالك بضع مىشود ، زوجه [ نيز ] مالك مهر مىشود . ودلالت مىكند بر آن أحاديث بسيارى كه دلالت دارند بر اين كه ( نماى صداق مال زوجه است ) ، ونما تابع عين است . پس بايد عين مال زوجه باشد . وما يكى از آن أحاديث را نقل مىكنيم وآن موثقه عبيد بن زراره است - به سبب عبد الله بن بكير - ( قال : قلت لأبي عبد الله عليه السلام : رجل تزويج امرأة على مأة شاة ، ثم ساق إليها الغنم ، ثم طلقها قبل ان يدخل بها وقد ولدت الغنم . قال : ان