358 : سؤال : زينب خواهر زاده خود حسن را شير داده با شرايط موجب حرمت .
وحال پدر حسن مىخواهد كه دختر زينب را بگيرد كه خواهر رضاعى است مر حسن را . جايز است يا نه ؟
جواب : جايز نيست از سه راه : يكى : عدم ( جواز نكاح أبى المرتضع في أولاد صاحب
اللبن ) على الأقوى . دوم : نكاح أبى المرتضع در أولاد نسبى مرضعه . سوم : نكاح
خواهر زاده بر خاله بدون اذن خاله ، واين در صورتي است كه مادر حسن در حال حيات
باشد ودر حباله باشد .
359 : سؤال : هر گاه كسى زنى را عقد كند وصداقى از براي أو معين كند از عين يا
دين . وهنوز دخول نكرده آن زن صداق خود را به شوهر خود هبه كند ، يا أو را از حق
صداق ابرا كند ، وشوهر أو را طلاق بگويد قبل از دخول . حكم آن چه چيز است ؟ .
جواب : ظاهرا خلافي نيست در اين كه در صورت هبه ، زوجه ديگر حقي ندارد وبايد
نصف صداق را هم ( علاوة بر آنچه بخشيده ) به زوج بدهد . واظهر واشهر در صورت ابرا
هم اين است . ودر تحقيق مقام ناچار است از تمهيد مقدمه وآن اين است كه :
فقها اختلاف كرده اند در [ چگونگى تحقق مالكيت زوجه در مهر . قول مشهور اين
است كه : ] زوجه به مجرد عقد مالك مهر مىشود بالتمام لكن استقرار تمام آن در ذمه
زوج ، به دخول حاصل مىشود . پس ملكيت زوجه در همه مهر حاصل است لكن در
نصف متزلزل است تا اين كه دخول واقع شود ، يا آنچه قائم مقام [ دخول ] است مثل موت
زوج بنابر مشهور . وارتداد زوج بنابر قولي . وابن جنيد قائل شده است كه زوجه به سبب
عقد مالك نصف مهر مىشود ، ونصف ديگر را به سبب دخول ( وآنچه قائم مقام آن
است ) مالك مىشود .
وأقوى قول مشهور است . دلالت مىكند بر أو اين كه صداق عوض بضع است
ومقتضاى معاوضه تملك هر يك از طرفين است عوض را ، پس چنان كه زوج مالك بضع
مىشود ، زوجه [ نيز ] مالك مهر مىشود . ودلالت مىكند بر آن أحاديث بسيارى كه
دلالت دارند بر اين كه ( نماى صداق مال زوجه است ) ، ونما تابع عين است . پس بايد
عين مال زوجه باشد . وما يكى از آن أحاديث را نقل مىكنيم وآن موثقه عبيد بن زراره
است - به سبب عبد الله بن بكير - ( قال : قلت لأبي عبد الله عليه السلام : رجل تزويج امرأة
على مأة شاة ، ثم ساق إليها الغنم ، ثم طلقها قبل ان يدخل بها وقد ولدت الغنم . قال : ان